فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت چيست؟
فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر
فطرت انسانی چیز خاصی نیست که بشود آن را مثل قلب و کلیه و غیره به کسی نشان داد بلکه فطرت همان آفرینش خاص الهی است که فقط به انسان داده شده و به هیچ موجودی قبل از انسان داده نشده است.
این آفرینش چند ویژگی دارد:
1- برای اولین بار به انسان داده شده
2- دین الهی منطبق با آن است
3- هرگز از بین نمی رود ولی ممکن است زیر لجن زار گناه دفن شود
نویسندگان
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
امام صادق (ع) از پدرش نقل ميكند كه فرمود: كسى كه در او حرص و ترس باشد ايمان ندارد و مؤمن، ترسو و حريص و بخيل نيست. الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1 ؛ ص131

۱۵ مطلب با موضوع «مبانی فکری :: فطرت» ثبت شده است

تصمیم گیری با وجود همراه وابستگی به قدرت و ضعف همراه دارد. زنان و مردان لوس و بی عرضه، به شدت بر تصمیم گیری همسرانشان تاثیر گذارند.

گاها دیده می شود که بعضی زن ها خود را در منتهی الیه ضعف نشان می دهند و شوهر را حتی برای رد شدن از لبه ی جوی آب فرا می خوانند و با استفاده از اهرم دست همسر و همراه با هزاران صدای وای و ووی از لب جوی گذر می کنند و در آخر اسم آن را ناز کردن می گذارند. وقتی از علت چنین رفتاری جویا شویم یک علت بیشتر برایش نمی توان یافت:

چشم تو خواب می‌رود یا که تو ناز می‌کنی

نی به خدا که از دغل چشم فراز می‌کنی

چشم ببسته‌ای که تا، خواب کنی حریف را

چونک بخفت بر زرش دست دراز می‌کنی (مولوی)

در مورد آقایان هم چنین رفتاری را می بینید.

میثم علی زلفی

چشماش ضعیف شده بود. یک عینک را انتخاب کرد و شروع کرد به عینک نگاه کردن ، اما ضعف چشماش خوب نشد. یک عینک دیگر را انتخاب کرد و با حرص و ولع تمام شروع کرد به عینک نگاه کردن اما باز هم ضعف چشمانش خوب نشد. با چند عینک دیگر هم همین کار را تکرار کرد اما موفق نشد ضعف چشمانش را خوب کند. دیگر ناامید شده بود که عاقلی گفت با عینک نگاه کن نه به عینک.

شخصی خدمت امام صادق سوال کرد. یاابن رسول الله ما دنیا را دوست داریم در حالی که خدا دنیا را مذمت کرده است. امام فرمود چه چیز دنیا را دوست دارید؟ شخص جواب داد: دوست داریم به دیدار خویشاوندان برویم، به تفریح و گردش برویم ، زیارت کنیم، مهمانی بدهیم و ...

امام فرمودند: والله اینها دنیا نیست آخرت است.

روایات و آیات زیادی در مذمت دنیا و مدح آن وارد شده است و خواندن این روایت ها انسان را در ابتدا کمی گیج می کند که بالاخره دنیا خوب است یا بد؟ می توان ثروتمند بود یا خیر؟ ملاک استفاده از دنیا چیست؟ و از این دست سوالات!

به نظر می رسد پاسخ به این سوال ها در فهم یک نکته کلیدی است.

میثم علی زلفی

در ادامه پست های قبل راجع به فطرت ....

وقتی می خواهیم به سبک دین زندگی کنیم باید پیش از آنکه به دین رجوع کنیم به فطرت انسانی رجوع کنیم و ببینیم چه حدی از رفتار ما فطری و چه حدی از آن غریزی است. آنگاه برای کسب جزئیات آن رفتار به دین مراجعه کنیم. شاید بعضی بگویند که خوب از اول به دین مراجعه می کنیم تا هر دو را دین به ما نشان دهد. جواب این است که خیلی وقت ها دین اشاره ای به یک نکته ی کلیدی کرده و رد شده است اما درک آن مبتنی بر این است که انسان توجهی به فطری بودن و غریزی بودن رفتارها داشته باشد تا بتواند از آن آموزه استفاده کند.

مثلا قرآن می گوید:

إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً[1]

یعنی گوش و چشم و دل- همه- بازخواست خواهند شد. و از آنها سوال می شود.

خب مسئول بودن و مورد سوال بودن فطری است یا غریزی؟؟

بهتر است برای جواب ببینیم اگر قیامتی باشد و مورد سوال قرار گیریم از چه چیزی از ما سوال می شود؟

از خوردنی ها و آشامیدنی ها ،از سرپناه ها و لذت هایی که برده ایم و .... خوب اگر قرار باشد از این ها سوال شود چرا خدا باید از ما سوال کند اما از حیوانات سوال نکند؟؟ این ها تماما چیزهایی است که حیوانات هم مصرف می کنند و بهره می برند با کم و زیادش، پس آنها هم باید مسئول باشند و مورد سوال قرار گیرند و لذا نمی شود پذیرفت که مسئول بودن در این حدش فطری باشد. چون مسئولیتی فراتر از حیوانات وجود ندارد که ما آن قسم مسئولیت را فطری بدانیم.

به نظر شما انسان در برابر کدامین نعمت است که مسئول است و باید پاسخگو باشد؟



[1] - اسراء/ 36

میثم علی زلفی


اگر فطرت را ویژگی های مشترک انسانی بدانیم با وجود اینکه این تعریف از نظر بنده دقیق نیست. و غریزه را همان فصل مشترک انسان و حیوان.

درک همین مسئله ی ساده و توجه به لوازمات این حرف ما را لااقل یک قدم به سمت زندگی انسانی پیش می برد. (نگفتم زندگی الهی یا اسلامی که این مسئله قدم های دیگری می خواهد) دقت شود.
این قسمت را با مثال توضیح می دهم:
می خواهیم راجع به محبت صحبت کنیم آیا محبت فطری است یا غریزی؟؟ (لطفا جواب خودتان را انتخاب کنید)

میثم علی زلفی

بعضی ها هستند که هنوز یک دور بحار الانوار را نخوانده اند...

یا لااقل یک بار اصول کافی را ندیده اند....

یا لااقل یک بار قرآن را کامل نخوانده اند...

یا لااقل یک بار ترجمه ی قرآن را نخوانده اند ....

اصلا همه ی اینها هیچ لااقل نمی داند به چه کتبی باید رجوع کند تا آیات و روایاتِ موضوع مورد بحث خودش را پیدا کند و بخواند اما خیلی محکم نظر اسلام را بیان می کند.


می خواستم به بعضی از کسانی که ادعا دارند حرفشان حرف اسلام است بگویم اگر جرات دارید در ماه مبارک رمضان که در آن نسبت ناروا دادن به خدا و پیامبرش روزه را باطل می کند ،ادعای اسلامی بودن نظرتان را بیان کنید. که یاد داستانی افتادم و از سادگی خودم خنده ام گرفت.

برای شخص ساده ای تعریف می کردند: دیشب ساعت 3 تا 5 صبح دزدی به خانه ی فلانی رفته و تمام اموالش را ربوده است.

مرد ساده با شنیدن این ماجرا با تعجب گفت: پس آقای دزد با این حساب احتمالا فرصت نکرده است نماز شبش را بخواند!


+در این شبها ما را دعا کنید

+ ذیل این مطلب در کامنت ها بحث نسبتا مفصلی اتفاق افتاده است که مربوط به فطرت است.

میثم علی زلفی

در ادامه ي اشكالات بر منبع بودن فطرت گروهي به برخي آيات قرآن تمسك مي كنند. از جمله ي اين آيات آيه ي 78 سوره نحل است. اين افراد اينگونه استدلال مي كنند.

بيان اشكال:

خـداوند در سـوره نحل آيه‌ى 78 مى‌فرمايد:

«و اللّه اخرجكم مـن بـطون امـّهتكم لا تعلمون شيئا و جعل لكم السّمع و الابصر و الافئده لعلّكم تشكرون‌» (نحل‌78)

«و خداوند شما را در حالي از مادر بزاد كه هيچ چيز نمى‌دانستيد و براى شما گوش و چـشم و عـقل قـرار داد تا شكر نعمت او را به جا آوريد».

اين آيه صريحا مي گويد كه ما هيچ معرفتي نداريم و از همان ابتداي تولد فاقد هرگونه معرفتي هستيم و لذا ادعاي وجود معرفت فطري ادعايي بي معناست.

میثم علی زلفی

از شروع بحث فطرت تا كنون ادله اي بر وجود فطرت اقامه شد و بر مباحث مطروحه اشكالاتي گرفتيم كه پاسخ آن گذشت. اما در ادامه ي اشكالات وارد بر منبع بودن فطرت قصد داريم اشكالات ديگري را بيان كنيم. كه يكي از اين اشكالات به شرح زير است.

اشكال: (قياس استثنايي)

اگر گرايش به نيازها فطري اند و فطرت منبعي دروني براي درك اين نياز ها است بنابر اين فطريات انساني براي درك شدن نبايد نيازمند منابع ديگر باشند حال آنكه آگاهي از نياز فرع مواجهه با جهان بيروني است پس فطرت و فطرياتي وجود ندارد.

توضيح اشكال:

شما فرض كنيد كه گرایش به نوشیدن آب داريد. اگر شما با آب مواجه نشده باشيد و از آن مصرف نكرده باشيد آيا مي دانيد كه آب تشنگي شما را برطرف مي كند؟ هرگز چرا؟ چون اين مطلب كه آب تشنگي را برطرف مي كند فرع علم به اين است كه آب رافع تشنگي است. بنابر اين از آنجا كه علم به رافع هاي نياز فرع بر علم به منبع محسوسات است پس بايد قبول كنيم كه منبع فطرتي وجود ندارد. و آنچه شما فطرت مي ناميد همان علمي است كه بعد از عالم شدن به محسوسات بدست آمده است.

میثم علی زلفی

در قسمت قبل گفتيم سه منبع و دو ابزار معرفت داريم.

دو ابزار معرفت عبارتند از عقل و حس.

و سه منبع معرفت عبارتند از : فطرت و محسوسات كه در ابتدا حقيقتا فقط همين دو منبع وجود دارد. و معقولات كه منبع سوم معرفتي است و ثمره ي رجوع عقل به معارف حسي و تحليل آن و يا ثمره ي رجوع عقل به منبع فطرت و درك معارف آن و يا تحليل همين معارف است. پس عقل به عنوان ابزار دو ساحت دارد يكي ساحت تحليل محسوسات و ماده و ديگر ساحت درك و تحليل فطريات.

اشكال:

چرا نگوئيم درك اصل تناقض و بقيه ي به اصطلاح فطريات بخاطر ساختار مغز است نه وجود منبعي به نام فطرت؟

میثم علی زلفی

مقدمه اول: همانطور كه روشن است بين ابزار معرفت و منبع معرفت تفاوت وجود دارد.

مقدمه دوم: براي شناخت و معرفت دو ابزار داريم: عقل و حس.

مقدمه سوم: طبق نظر كساني كه قائل به فطرت نيستند در ابتدا بايد فقط يك منبع معرفتي داشته باشيم كه همان محسوسات است. چرا؟ چون وقتي مي گوئيم حسي  يعني معرفت حاصله  بواسطه ي منبع محسوسات بدست آمده است اما وقتي مي گوئيم عقلي يعني معرفت حاصله بواسطه ي عقل از منبع ديگري غير از محسوسات بدست آمده است.

سوال: منبع عقل چيست؟

اگر بگوئيم اين منبع، بيروني و همان محسوسات است؛ بنابر اين فرقي بين عقل و حس به عنوان ابزار درك معرفت نيست. و اينها دو ابزار نيستند و يكي هستند.

اگر بگوئيد اين منبع، دروني است و عقل از آن استفاده مي كند و معرفت جديدي حاصل مي شود. اين هم خلاف فرض كساني است كه وجود منبع دروني را منكر مي شوند.

پس بايد بگوئيم (طبق نظر آنها) تنها منبع معرفتي محسوسات است و اولين معرفت هاي حاصل شده براي انسان از طريق حس است.

میثم علی زلفی

مطلب مرتبط بانكداري اسلامي


در تحقيق پاياني كه انجام مي دادم روي يكي از پارامترها و ستون هاي فكري انديشه ي اسلامي كار مي كردم يعني فطرت، مسئله اي كه شهيد مطهري آن را از ام المسائل جهان اسلام مي داند.
جمع بندي بحث به طور خلاصه اين مي شود.
ما در اسلام سه لايه ي موثر وجودي داريم:

میثم علی زلفی