فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت چيست؟
فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر
فطرت انسانی چیز خاصی نیست که بشود آن را مثل قلب و کلیه و غیره به کسی نشان داد بلکه فطرت همان آفرینش خاص الهی است که فقط به انسان داده شده و به هیچ موجودی قبل از انسان داده نشده است.
این آفرینش چند ویژگی دارد:
1- برای اولین بار به انسان داده شده
2- دین الهی منطبق با آن است
3- هرگز از بین نمی رود ولی ممکن است زیر لجن زار گناه دفن شود
نویسندگان
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
امام صادق (ع) از پدرش نقل ميكند كه فرمود: كسى كه در او حرص و ترس باشد ايمان ندارد و مؤمن، ترسو و حريص و بخيل نيست. الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1 ؛ ص131


اگر فطرت را ویژگی های مشترک انسانی بدانیم با وجود اینکه این تعریف از نظر بنده دقیق نیست. و غریزه را همان فصل مشترک انسان و حیوان.

درک همین مسئله ی ساده و توجه به لوازمات این حرف ما را لااقل یک قدم به سمت زندگی انسانی پیش می برد. (نگفتم زندگی الهی یا اسلامی که این مسئله قدم های دیگری می خواهد) دقت شود.
این قسمت را با مثال توضیح می دهم:
می خواهیم راجع به محبت صحبت کنیم آیا محبت فطری است یا غریزی؟؟ (لطفا جواب خودتان را انتخاب کنید)

با این مقدمه ای که بیان شد در بیشتر جاهایی که این سوال را پرسیده ام مخاطبین با اتکا بر این مسئله که معما چو حل کشت آسان شود جواب داده اند که محبت فطری است. اما این جواب درست نیست. حتی کسانی که می گویند محبت غریزی است هم اشتباه جواب داده اند. بلکه محبت دو قسم است.

1-    محبتی که مشترک بین انسان و حیوان است. مثل محبتی که همه ی ما به فرزندانمان داریم چون آنها فرزندان ما هستند. و این نوع محبت را حیوانات هم به فرزندانشان دارند. حتی فیل ها در سوگ فرزندانشان اشک می ریزند. و این یعنی کلاه بزرگی با ندانستن این مطلب بر سر پدر و مادر ها رفته است و چه بسیار فکر می کرده اند که محبتشان در راستای انسانیت و زندگی انسانی است.

2-    محبتی که فقط مخصوص انسان است و از انسان سر می زند. مثل اینکه انسانی 2 فرزند دارد یکی ظالم است و دیگری عادل، این فرد یکی از فرزندانش را دوست دارد به خاطر وجود صفت عدل و یکی را دوست ندارد به خاطر صفت ظلم ولی هر دو را دوست دارد چون فرزندش هستند (محبت غریزی). این همان محبتی است که حیوانات نمی توانند انجام دهند.

اگر بخواهیم کمی بیشتر توضیح بدهیم. باید بگوییم که در واقع محبت کششی است به سمت یک شخص یا چیز بخاطر وجود چیزی که ما نسبت به آن چیز حساس هستیم و یا شده ایم.

# اگر آن چیز که در درون شخص مقابل است از صفات حیوانی و من سُفلی باشد. به چنین محبتی محبت حیوانی می گویند چرا که حیوانات هم به همین دلایل نسبت به هم کشش دارند.

مثلا در مثال ما، وقتی پدر به فرزندانش نگاه می کند حس قدرتمندی ، ابتر نبودن و ... در او ایجاد می شود و در واقع وجود  فرزندان حامل و القاء کننده ی این مسائل است و لذا انسان نسبت به فرزندانش کشش دارد. اما محبت فرزندان اینگونه نیست کشش آنها تازمانی است که احساس نیاز کنند و لذا می بینید که در حیوانات به محض حس بی نیازی از والدین جدا می شوند و دیگر کاری به آنها ندارند. (آن چیزی که خیلی ها نام آن را عشق می گذارند در همین جا قرار می گیرد.)

# اگر آن چیز که در درون شخص مقابل است از صفات متعالی و من عِلوی باشد. به چنین محبتی محبت انسانی می گویند چرا که درک صفات متعالی از حیوانات میسر نیست. مثلا در مثال ما: صفت عدل یک صفت متعالی است و ما نسبت به آن حساس هستیم و لذا وقتی بخاطر این صفت در کسی به او کشش پیدا می کنیم محبت انسانی بروز کرده است. یا به تجربه یادگرفته ایم که سخاوت و کریم بودن یک صفت انسانی است و لذا نسبت به آن حساس شده ایم و اگر کسی چنین صفتی را داشته باشد ما نسبت به او محبت داریم.

در واقع انسان تنها موجودی است که می تواند محبت جهت دار انجام دهد. اینکه فرمودند هل الدین الا الحب و البغض معنایش همین است. اینکه نوح فریاد زد فرزندم و خداوند خطاب کرد فرزند تو نیست برای تعلیم تفاوت این دو محبت بود.

اگر دین ادعای فطری بودن دارد دلیلش این است که انبیاء‌ که متعالی ترین انسان های روی زمین هستند آمده اند تا ما همه ی رفتارهایمان را به سمت من متعالی حرکت دهیم.

+ یا رسول الله چقدر زیبا فرمودی که کسی جز مؤمن علی را دوست‏ نمى‏ دارد و جز کافر منافق‏ با علی دشمنى نمى‏ کند. آخر چطور ممکن است کسی ادعای انسان بودن و زندگی انسانی کند ولی انسان کامل را دوست نداشته باشد؟؟

 

نظرات  (۵)

زیبا بود 
استفاده کردم
پاسخ:
تشکر
خوشحال شدم خدا را شکر
۱۱ تیر ۹۵ ، ۱۷:۱۱ آب‌گینه موسوی

نتیجه:

پس ما محبّتی داریم که میانِ انسان و حیوان مشترک است و محبّتِ غریزی نام دارد و آن دیگر محبّت که علاقه به تعالی و کمال است، محبّتِ فطری است.

درست است؟ 

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ

پاسخ:
بله درست است
البته توجه شود محبت علاقه به تعالی نیست محبت علاقه به چیز یا کسی است که صفت متعالی دارد
الحمدلله...
۱۱ تیر ۹۵ ، ۲۳:۰۶ آب‌گینه موسوی

سپاس‌گزارم. استفاده کردم.

 

خب مگر اصل، همان صفتِ متعالی نیست؟ به‌نظرم، ما شیفتۀ آن تعالی و کمال هستیم و نه صاحبِ آن.

پاسخ:
علاقه به کمال یا به عبارتی کمال گرایی یکی دیگر از صفات فطری است محبت فطری می تواند به نوعی ریشه در کمال گرایی داشته باشد.
تعالی و کمال درجه بندی دارد و هر کسی ممکن است درجاتی از آن را داشته باشد.
لازم نیست کسی که محبت به یک صفت متعالی دارد حتما فاقد آن باشد. می تواند یک بالا دست به پایین دست محبت داشته باشد مثل محبت اولیاء به مردم
۱۲ تیر ۹۵ ، ۱۶:۱۸ آب‌گینه موسوی
بله. متشکّرم بابتِ توضیح.
پاسخ:
خواهش می کنم
۱۲ تیر ۹۵ ، ۲۰:۵۳ سوره کوثر
سلام طاعات قبول 

آیین اختتامیه و اعلام نتایج مسابقه ماه شب پانزدهم 

تا ساعاتی دیگر (سحر بیست و هفتم ماه مبارک)

در وبلاگ کریمانه امام حسن ع

یازهرا س

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی