فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت چيست؟
فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر
فطرت انسانی چیز خاصی نیست که بشود آن را مثل قلب و کلیه و غیره به کسی نشان داد بلکه فطرت همان آفرینش خاص الهی است که فقط به انسان داده شده و به هیچ موجودی قبل از انسان داده نشده است.
این آفرینش چند ویژگی دارد:
1- برای اولین بار به انسان داده شده
2- دین الهی منطبق با آن است
3- هرگز از بین نمی رود ولی ممکن است زیر لجن زار گناه دفن شود
نویسندگان
آخرین مطالب
امام صادق (ع) از پدرش نقل ميكند كه فرمود: كسى كه در او حرص و ترس باشد ايمان ندارد و مؤمن، ترسو و حريص و بخيل نيست. الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1 ؛ ص131

در قسمت قبل گفتیم که مذاکره با همه ی اقشار و افکار امکان ندارد نه اینکه ما نخواهیم بلکه رفتار آنها مانع این اتفاق است. یکی از این گروه ها کفار بود که در قسمت قبل توضیحات مربوط به آن آمد. اما دسته ی دیگری که قرآن در مورد مذاکره با آنها به مسلمانان هشدار می دهد یهودی ها هستند.

===========================================

بسم الله الرحمن الرحیم

برد- برد

 

مذاکره با یهود آری یا خیر؟

در قسمت قبل گفتیم که یکی از گرو ه های که قرآن بحث معامله برد برد با آنها را منتفی می داند کفار هستند و توضیحاتی مختصر درباره ویژگی های آنها و چون و چرایی این مطلب گفته شد.

اما دسته دومی که قرآن معرفی می کند و نه تنها وجود یک رابطه برد برد با آنها را نفی می کند، حتی فکر چنین رابطه ای را هم مورد انتقاد قرار می دهد یهودی ها هستند.

قرآن در آیه ای خطاب به پیامبر خود چنین می فرماید:

وَ لَئنِ‏ْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ بِکلُ‏ِّ ءَایَةٍ مَّا تَبِعُواْ قِبْلَتَکَ  وَ مَا أَنتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتهَُمْ  وَ مَا بَعْضُهُم بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ  وَ لَئنِ‏ِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم مِّن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ  إِنَّکَ إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِینَ[1]

و اگر براى اهل کتاب تمامى معجزات را بیاورى باز هم قبله تو را پیروى نمى‏کنند، و تو هم نباید قبله آنان را پیروى کنى، و خود آنان هم قبله یکدیگر را قبول ندارند و اگر هوى و هوسهاى آنان را پیروى کنى بعد از آنکه علم به هم رساندى تو هم از ستمکاران خواهى بود[2]

عدم انعطاف پذیری یهود

این آیات عدم انعطاف یهودی ها دربرابر حق را نشان می دهد و اینطور نیست که با مذاکره و گفتمان بتوانی آنها را به مسیر حق دعوت کنی بلکه قرآن می فرماید اینها با معجزات الهی هم ایمان نمی آورند.

رهبری در جلسه تنفیذ حکم ریاست جمهوری 1392 فرمودند :

اینطور نیست که اینها منطق داشته باشند و بشود با اینها منطقی صحبت کرد نه اینطور نیست اینها فقط به فکر منافع خودشان هستند.

در ادامه آیه می فرماید : اگر از خواهش های نفسانی آنها که ذره ای بوی خدا در آن احساس نمی شود تبعیت کنی قطعا تو زیان خواهی دید.

حال سوال این است که چه شده است که ما با این گروه بر سر یک میز نشسته ایم و مذاکره می کنیم؟ آیا قبول خواهش های آنها می تواند وجه شرعی داشته باشد؟

با یهودی ها فکر مذاکره هم نباید کرد؟

قرآن در آیه ای دیگر می فرماید:

أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ یُؤْمِنُوا لَکُمْ وَ قَدْ کانَ فَریقٌ مِنْهُمْ یَسْمَعُونَ کَلامَ اللَّهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ [3]

آیا طمع دارید که اینان بشما ایمان آورند با اینکه طائفه‏اى از ایشان کلام خدا را مى‏شنیدند و سپس با علم بدان و با اینکه آن را مى‏شناختند تحریفش مى‏کردند[4]

اینها کسانی هستند که حرف الهی را شنیدند ولی به آن عمل نکردند. و این عمل نکردن بعد از این بود که آن را به خوبی فهمیدند.) مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ(  و فقط به همین عمل نکردن اکتفا نکردند بلکه حرف حق را منحرف کردند. این آیه پا را فراتر گذاشته  می فرماید نه تنها مذاکره که فکر مذاکره هم نکنید چرا؟

چون طمع در ایمان یک شخص قبل از این است که اقدام عملی برای ایمان آوردن آن بکنی. یعنی اول طمع می کنی و بعد از آت اقدام لازم را انجام می دهی.

رفتار امروز یهود دنباله تفکر دیروز

امروز هم می بینیم که عده ای بدنبال این هستند که دلایل ما برای داشتن انرژی هسته ای را برای آنها توضیح دهند. اینها نه تنها به حرف ها ترتیب اثر نمی دهند بلکه با تبلیغات و رسانه سعی در برعکس نشان دادن حق یک ملت می کنند واین چیز جدید و عجیبی نیست. عجیب این است که با این همه نهی چطور ممکن است یک نفر اینقدر دنبال ایجاد رابطه با این قوم و گروه است .

در حالی که فکر ایجاد شدن چنین رابطه ای هم نباید کرد. نه اینکه ما بدمان بیاید ،نه اینطور نیست. بلکه آنها با رفتارشان همیشه مانع این کار خواهند بود و لذا قرآن از همان ابتدا آب پاکی را بدست مسلمانان می ریزد و می گوید بیخود برای ایجاد ارتباط با این گروه شرور زحمت نکش.

گروهی که حق را باطل نشان می دهد چطور ممکن است رابطه ای برقرار کند که ثمره آن یک بازی برد برد باشد.؟

نویسنده: میثم علی زلفی

ادامه دارد.....

[1] - بقره / 145

[2] - موسوى همدانى سید محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ پنجم، 1374 ش.

[3] - بقره / 75

[4] - ترجمه المیزان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی