فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت چيست؟
فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر
فطرت انسانی چیز خاصی نیست که بشود آن را مثل قلب و کلیه و غیره به کسی نشان داد بلکه فطرت همان آفرینش خاص الهی است که فقط به انسان داده شده و به هیچ موجودی قبل از انسان داده نشده است.
این آفرینش چند ویژگی دارد:
1- برای اولین بار به انسان داده شده
2- دین الهی منطبق با آن است
3- هرگز از بین نمی رود ولی ممکن است زیر لجن زار گناه دفن شود
نویسندگان
آخرین مطالب
امام صادق (ع) از پدرش نقل ميكند كه فرمود: كسى كه در او حرص و ترس باشد ايمان ندارد و مؤمن، ترسو و حريص و بخيل نيست. الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1 ؛ ص131

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

در زمان پیامبر دو نفر بنام هیث و ماتع در مدینه زندگی می کردند. این دو آدمهای هرزه ای بودند و همواره سخنان زشت می گفتند و مردم را می خنداندند و عفت کلام را مراعات نمی کردند.
روزی این دو نفر با یکی از مسلمانان سخن می گفتند و رسول خدا صلی الله علیه و آله در چند قدمی آنها، سخن آنها را می شنید که می گفتند: هنگامی که به شهر طائف هجوم بردید و آنجا را فتح نمودید، در آنجا در کمین دختر عیلان ثقفی باش ، او را اسیر کرده و برای خود نگه دار که او زنی خنده رو، درشت چشم ، جاافتاده ، کمر باریک و قد کشیده است ، هرگاه می نشیند با شکوه جلوه می کند و هرگاه سخن می گوید، سخنش دلربا و جاذب است ، رخ او چنین و پشت رخ او چنان است و...!
با این توصیفات آن مسلمان را تحریک کردند، پیامبر فرمود: من گمان ندارم که شما از مردانی که میل جنسی به زنان دارند باشید، بلکه به گمانم شما افراد سفیهی که میل جنسی ندارند باشید (یعنی عنین )، از این رو زیبائیهای زنان را (بدون آن که خود لذت ببرید) به زبان می آورید (و موجب آلودگی دیگران می شوید).
آنگاه پیامبر آنها را از مدینه به سرزمین ((غرابا)) تبعید کرد، آنها فقط در هفته ، روز جمعه برای خرید غذا و لوازم زندگی ، حق داشتند به مدینه بیایند.

روايت بحث هاي زيادي را بدنبال دارد اما از اين ميان چند مطلب بيشتر به چشم مي خورد:

مطلب اول در ملاكي براي تشخيص افراد ناتوان

پيامبر مردانی که به توصیف زیبایی های زنان می پردازند را مردانی عقیم مي داند و اين از آن جهت است كه اينها توانمندی ارتباط ندارند و به وصف آن موضوع می پردازند. نا گفته پيداست منظور از عقيم در اينجا اصطلاح پزشكي نيست كه به معني كسي است كه توانايي فرزند آوري ندارد بلكه منظور كسي است كه توانايي ارتباط برقرار كردن را ندارد. حال اين عدم توانايي بخاطر ضعف بدني باشد يا علت ديگر.

با اين ملاك بسياري از مردان و زنان جامعه توانايي هاي لازم براي يك ارتباط را ندارند. چرا كه عمدتا به وصف العيش بسنده مي كنند و به آن تمايل دارند.

يكي از اساتيد آماري را نسبت به مشاوره هايي كه انجام داده بودند بيان كرد كه خود شاهدي است بر اين ماجرا. استاد مي فرمودند در 99 در صد موارد مراجعه شونده بعد از بررسي و تحقيق به اين نتيجه رسيديم كه اين زوج مشكل ارتباط دارند و يكي از اين دو طرف بيشتر وصف العيشي است. و لذا با حل اين مشكل موردي كه 100 در صد خواستار طلاق بود به حالت عادي بازگشت. البته بنده نمي خواهم نظر فرويد را در روانشناسي اثبات كنم بلكه با اين مثال ها قصد دارم ذهن ها را به ملاكي كه پيامبر مي دهد نزديك تر كنم. يعني توجه به خيال به جاي واقعيت در افراد ضعيف.

چيزي كه بيشتر از همه نگران كننده است ابزاري است كه وهمي زندگي كردن و از تخيل لذت بردن را به جاي واقعي زندگي كردن و از واقع لذت بردن را گسترش مي دهد. ابزاري مثل فضاي مجازي ، فيلم هاي پورن ، ماهواره ها و ... كه در اين بين شايد سهم ماهواره ها از همه بيشتر باشد.

گاها و در برخي شهرها و اماكن مذهبي رفتار هايي مثل در آغوش كشيدن، دست همديگر را گرفتن، بوسيدن همديگر و ... را مشاهده مي كنيم. اينكه اين رفتار ها را شرع تاييد مي كند يا رد، مجالي ديگر مي طلبد. اما واكنش ما نسبت به اين موارد مي تواند حاكي از يك خلا دروني باشد. نمي گويم حتما هست اما به نظر مي رسد لذت بردن از چنين صحنه هايي نشان مي دهد كه خلاي در اين ناحيه وجود دارد.
حال يا خلا لحظه اي است. مثلا به ياد همسر خودش مي افتد و آرزو مي كند كه كاش بود و دستش را مي گرفت و يا خلا عمقي است و حكايت از نبود يك رابطه ي صحيح عاطفي مي كند.


فرزند خانمي كه در يكي از شهرستان ها به بنده مراجعه كرده بود، از مادرش كه شديدا ماهواره مي ديد گله داشت. از او پرسيدم چرا مادرت ماهواره مي بيند گفت مادرش مي گويد فيلم هاي خارجي تصوير در آغوش كشيدن ها را كامل نشان مي دهد و من سريال هاي ايراني را دوست ندارم چرا كه مادر و پسر و يا پدر و دختر و ... همديگر را در آغوش نمي گيرند.

از اين صحبت ها جز اين نمي شود فهميد كه مادر چون در عالم واقع آغوش فرزندش را به طور مطلوب لمس نكرده و از آغوش شوهر به عنوان يك پناه بهره كافي رانبرده است لذا به وهم و خيال پناهنده شده است.

آيا اگر چنين زني در حل اين مشكلش عاجز نبود باز هم به وهم پناه مي برد. هيچگاه نشان دادن تصوير كباب براي كسي كه تازه از كباب سيراب شده لذتي دارد. لذت از تصوير كباب براي شكمي است كه گرسنه مانده باشد.

مطلب دوم درباب كنترل ترويج وهمي شدن روابط

باز دارندگي مجازات يكي از مسائلي است كه هميشه بايد لحاظ شود و از آن طرف تناسب جرم و مجازات را هم بايد لحاظ كرد.

پيامبر براي مبارزه با شخصي كه مردم را به سمت وهمي زندگي كردن پيش مي برد تبعيد را انتخاب كرد. نمي خواهم بگويم كه امروز هم از تبعيد استفاده بشود يا خير؟ يا اينكه اصلا تبعيد در دنياي امروز با وجود اين همه ارتباطات و ... به چه معني است؟ بلكه آنچه كه مي خواهم بگويم اين است كه قطعا در زمان پيامبر تبعيد مجازات سختي محسوب مي شده و قدرت بازدارندگي خوبي براي گناه داشته است.

بنابر اين:

اولا: وهمي كردن مردم و كشاندن آنها به اين سمت يك جرم است چه با ترياك و هشيش و كراك باشد چه با فيس بوك و فضاي مجازي و فيلم هاي پورنو و  ساخت جك و ....

ثانيا: مجازات متناسب با چنين جرمي مجازاتي است بسيار سخت مثل تعبيد در زمان پيامبر

ثالثا: برخورد با چنين اموري به عهده ي حكومت است همانطور كه پيامبر برخورد كرد. و الا مردم از هر چه آنها را سرگرم كند استقبال مي كنند چه خندوانه باشد و چه فيتيله، چه خبر و چه مستند راز بقا.

مطلب سوم در باب خنداندن مردم
در خنداندن باید عفت کلام رعایت شود و به بهانه ی ایجاد تبسم نمی شود هرکاری کرد. متاسفانه امروزه شاهديم كه در برنامه هاي طنز مثل مستر بين ايراني و ... به راحتي جوك هاي جنسي و ... گفته مي شود. حتي گاها چنين افرادي كه به نظر بنده نمونه ي كامل هيث و ماتع هستند احساس وظيفه مي كنند تا مسئولين را نصيحت كنند كه بگذاريد مردم شاد باشند و متاسفانه مسئولين ما هم كه خواب تشريف دارند سري به نشانه ي تاييد تكان مي دهند كه چشم. اگر خواستيد خبرمان كنيد ببريمتان برنامه زنده شبكه نسيم برنامه اجرا كنيد. كه اين خود جاي دارد سرمان را به لبه تيز ديوار بكوفيم......

میثم علی زلفی

عقیم

هشیش

وهمی شدن

نظرات  (۱)

۲۰ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۳۷ عباس اسکندری

نکات زیادی فرمئید که محتاج تحقیق های علمی است والا بیدفاع می ماند.

در عین حال گمان میکنم اینفرض _درونی کردن اموری مثل روابط عاطفی و زناشویی - حکایت از خلائی و مشکلی جدی در ذات ارتباط است نکته ای درست و کاملا علمی است .

پاسخ:
بله حرف درستي است
اگر از حيث تجربه گرايي به آن نگاه كنيم بايد در محافل علمي باآمار و ارقام آن را ثابت كرد.و الا بي دفاع مي ماند به همين دليل از واژه «مي تواند» استفاده كردم و آن را پر رنگ كردم.
البته در فرض حقيقي دانستن تعاليم انبياء صرف روايت بودن و كسب صحت از سند و دلالت آن خودش مي تواند حجت باشد. منتهي در كاربردي كردن آن بايد تلاشي دگر كرد كه آن خودش داستاني دارد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی