فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت چيست؟
فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر
فطرت انسانی چیز خاصی نیست که بشود آن را مثل قلب و کلیه و غیره به کسی نشان داد بلکه فطرت همان آفرینش خاص الهی است که فقط به انسان داده شده و به هیچ موجودی قبل از انسان داده نشده است.
این آفرینش چند ویژگی دارد:
1- برای اولین بار به انسان داده شده
2- دین الهی منطبق با آن است
3- هرگز از بین نمی رود ولی ممکن است زیر لجن زار گناه دفن شود
نویسندگان
آخرین مطالب
امام صادق (ع) از پدرش نقل ميكند كه فرمود: كسى كه در او حرص و ترس باشد ايمان ندارد و مؤمن، ترسو و حريص و بخيل نيست. الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1 ؛ ص131

اين مطلب درباره ي اين پاراگراف از اين وبلاگ است (آنچه بیش از همه بینندۀ آگاه را آزار می‌دهد، یهودی‌ستیزی مجیدی در این فیلم است.)

آيا بيننده ي آگاه مي تواند با اين تعابير قرآن، يهودي ستيز نباشد. به نظرم فقط يك راه بيشتر ندارد و آن اينكه قرآن را كنار بگذارد.

خودتان قضاوت كنيد

در مطلب زيرنظر قرآن درباره ي:

 قساوت قلب يهود، ثروت پرستی و مال اندوزی يهود، رباخواری يهود،

 لجاجت یهود، پیمان شکنی یهود، ظلم و جنایت یهود، خودخواهی یهود،

 دشمنی یهود با دیگر ملل، دشمنی یهود با اسلام، علل دشمنی يهود،

 واکنش یهود هنگام ظهور اسلام،

و  برخورد یهودیان با پیامبر اکرم(ص) بعد از بعثت را خواهيد خواند.

منبع پايگاه اطلاع رساني حوزه

 آیین یهود، یکی از سه دین بزرگ دارای کتاب آسمانی است. پیامبران بسیاری برای هدایت و راهنمایی آنان از جانب خداوند آمده که همگی در دوران زندگی و رسالت خویش متحمل رنج های فراوانی شده اند، تا بتوانند مردم زمان خویش را از خواب غفلت بیدار و متوجه مبدأ هستی و روز جزا کرده و در پرتو عمل به احکام الهی به سعادت و خوشبختی همیشگی نایل شان کنند.

 یهود از روز نخست تشکل قومی خود، واکنش های ناشایستی نشان داده و در زمان هر پیامبری به گونه ای نافرمانی و مخالفت خود را ابراز داشته اند. که صفحات تاریخ گواه گویا و شاهدی بی طرف بر مدعا است. بازماندگان قوم بنی اسرائیل در آغاز بعثت نبی مکرم اسلام(ص) آن چنان دست به دشمنی و عداوت یازیدند که قرآن مجید «از آنان با عنوان سرسخت ترین دشمن مسلمانان یاد می کند»(1).

 در این نوشتار به تبیین نظر قرآن در این باره می پردازیم:

 صفات و ویژگی های یهود در قرآن

 یکی از راه های شناخت هر قوم و ملتی دانستن اوصاف و ویژگی های آنان است. قرآن کریم در آیات بسیاری صفات و ویژگی های یهودیان را یادآور شده و با بیان اوصاف آنها مسلمانان را با ماهیت اصلی و واقعی شان آشنا می سازد.

 قساوت قلب

 از جمله بیماری های روانی و گناهان قلبی که در عقل و شرع درمان علاج آن ها لازم و ضروری است، بیماری قساوت قلب (سنگ دلی و سخت دلی) است. افزون بر این که خود قساوت قلب، بیماری و علامت ناسالمی دل انسان است؛ سبب بیماری های دیگری هم می شود که از جمله آن ها انحراف انسان از صراط مستقیم عبودیت در گفتار و کردار است.(2) قرآن کریم آثار وخیم قساوت قلب را این چنین بیان می کند:«اَفَمَنْ شَرَحَ اللّهُ صَدْرَهُ لِلاِسْلام فَهُوَ عَلی نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیلٌ لِلْقاسِیةِ قُلْوبُهُمْ مِنْ ذِکرِ اللَّهِ أَوْلئِک فی ضَلالٍ مُبینٍ(3)؛ «پس آیا کسی که خدا سینه اش را برای (پذیرش) اسلام گشاده، و (در نتیجه) برخوردار از نوری از جانب پرودرگارش می باشد (همانند فرد تاریک دل است)؟ پس وای بر آنان که از سخت دلی یاد خدا نمی کنند، اینانند که در گمراهی آشکارند.»

 

 قرآن کریم از این سنگ دلی یهود این گونه سخن می گوید: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکمْ مِنْ بَعْدِ ذلِک فَهِی کالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما یتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما یشَّقَّقُ فَیخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما یهْبِطُ مِنْ خَشْیةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ(4)؛ سپس دل های شما (یهودیان) بعد از این واقعه سخت شد؛ همچون سنگ یا سخت تر از آن؛ چرا که برخی از سنگ ها می شکافد و از آن، نهرها جاری می شود، و پاره ای از آنها شکاف بر می دارد و آب از آن تراوش می کند، و پاره ای از خوف خدا (از فراز کوه) به زیر می افتد؛ اما دل های شما چنین نیست و خداوند از اعمال شما غافل نیست.»

 بر پایه شواهد و قرائن فراوان، یهود در طول تاریخ از سنگ دل ترین ملّت ها بوده و هست؛ چنان که اگر زمانی بر منطقه ای حاکم می شدند با بی رحمانه ترین شیوه دست به کشتار می زدند. شاید آنان این طور جنگیدن و خونریزی را از توراتِ تحریف شده گرفته باشند که در اسفار مختلف از آن سخن به میان آورده است از جمله «...هیچ کسی را زنده نگذارید و به کسی رحم نکنید. پیر و جوان دختر و زن و بچه همه را از بین ببرید.(5)» و در سفر اشعیا نبی این گونه آمده است «هر که

 گیر بیفتد با شمشیر یا نیزه کشته خواهد شد. اطفال کوچک در برابر چشمان والدینشان به زمین کوبیده خواهند شد. خانه هایشان غارت و زنان بی عصمت خواهند گردید.»(6) این بینش و نگرش را خداوند چنین در قرآن به نقد می کشد: چون از شما پیمان محکم گرفتیم که خون همدیگر را مریزید و یکدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید؛ سپس شما به این پیمان اقرار کردید و خود گواهید؛ ولی باز همین شما هستید که یک دیگر را می کشید و گروهی از خودتان را از دیارشان بیرون می رانید و به گناه و تجاوز بر ضد آنان به یک دیگر کمک می کنید؛ و اگر به اسارت پیش شما آیند به دادن فدیه آنان را آزاد کنید؛ با آن که نه تنها کشتن بلکه بیرون کردن آنان بر شما حرام شده است. آیا شما به پاره ای از کتاب تورات ایمان می آورید و به پاره ای دیگر کفر می ورزید.(7)

 ثروت پرستی و مال اندوزی 

 در تاریخ بشریت هیچ امتی مانند یهود وجود نداشته که این چنین شیفته ثروت و مال دنیا باشد. آنها برای به دست آوردن مال، از هر راهی استفاده می کردند گرچه مخالف با شرف و حیثیتِ انسانی باشد.(8) قرآن کریم کسانی را که فقط به دنبال مال اندوزی هستند و هیچ گونه بهره ای از معنویات و هدایت ندارند به حیوانات تشبیه کرده و می فرماید: «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْینٌ لا یبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یسْمَعُونَ بِها أُولئِک کالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِک هُمُ الْغافِلُونَ(9)؛ «آنها دل ها [= عقل ها]یی دارند که با آن اندیشه نمی کنند و نمی فهمند؛ چشمانی که با آن نمی بینند، و گوش هایی که با آن نمی شنوند. آنها هم چون چهار پایانند، بلکه گمراهتر. اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همه گونه امکانات هدایت باز هم گمراهند.»

 یهودیان با این که پیامبران زیادی داشتند و می توانستند با بهره گیری از مواعظ و نصایح آنان از ضلالت و گمراهی نجات یابند، ولی همیشه در غفلت بودند، و تنها به جمع آوری مال دنیا فکر می کردند، تا آن جایی که به مرحله ی پرستش مال می رسند؛ چنان که عیسی ابن مریم(س) به آنها می فرماید:«لا تَعبُدُوا رَبَّینِ اللَّهَ وَ المال(10)» یعنی دو خدا را پروردگار و ثروت را عبادت نکنید.

 قرآن کریم حقیقت حال یهود و شدت علاقه آنان را به زندگی مادی دنیا، این گونه توصیف می کند: «وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلی حَیاةٍ وَ مِنَ الَّذِینَ أَشْرَکوا یوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ یعَمَّرَ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِما یعْمَلُونَ(11)؛ «آنان (یهودیان) را حریص ترین مردم حتی حریص تر از مشرکان بر زندگی (این دنیا و اندوختن ثروت) خواهی یافت (تا آن جایی) که هر یک از آنها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود. در حالی که این عمر طولانی او را از کیفر و عذاب (الهی) باز نخواهد داشت و خداوند به اعمال آنها بیناست.»

 به فرموده ی قرآن، یهود حریص ترین مردم به زندگی دنیا است و به خیال این که عمر طولانی مانع از عذاب الهی می شود همیشه این آرزو را داشته اند. شاید یکی از علل مال اندوزی یهود عدم اعتقاد آنان به جهان آخرت در مقام عمل می باشد خداوند متعال در قرآن کریم با اشاره به این عقیده یهود این گونه می فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِمْ قَدْ یئِسُوا مِنَ الاخِرَةِ کما یئِسَ الْکفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ(12)؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید با مردمی که خداوند آن ها را مورد غضب قرار داد. (یعنی یهودیان که ملت مغضوب علیهم هستند چنان که در آیه 90 سوره بقره گفته شد.) دوستی نکنید آن ها از آخرت مأیوسند همان گونه که کفار مدفون در قبرها مأیوس می باشند.»

 از ویل دورانت نقل شده که «یهود به جهان پس از مرگ معتقد نیست و پاداش و کیفر را منحصر به زندگی دنیا می داند.»(13)

 رباخواری

 ربا یکی از محرمات الهی است، که انسان های حریص به دنیا گرفتار آن هستند. با این که در شریعت موسی و عیسی(ع) ربا منع شده بود، باز هم یهودیان به آن عمل کرده و اموال خود را به این وسیله آلوده می کردند. قرآن کیفر این رفتار ناپسند ایشان را عذاب دنیوی و اخروی دانسته و می فرماید: «فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِینَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَیهِمْ طَیباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ کثِیراً وَ أَخْذِهِمِ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ وَ أَکلِهِمْ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ مِنْهُمْ عَذاباً أَلِیماً(14)؛ «پس به سزای ستمی که از یهودیان سر زد و به سبب آن که (مردم را) بسیار از راه خدا باز داشتند، چیزهای پاکیزه ای را که به آنان حلال شده بود حرام گردانیدیم و (به سبب) ربا گرفتنشان با آن که از آن نهی شده بودند و به ناروا مال مردم خوردنشان و ما برای کافران آنان عذابی دردناک آماده کرده ایم.»

 این آیه شریفه نشانگر روح طغیانگر مادی آنهاست که در راه رباخواری گام بر می داشتند. از شواهد تاریخی، چنین استفاده می شود که این ملت، نظام مالیشان را براساس ربا پایه گذاری کرده اند. «رو تشلد» می گوید: یهودیان، نظام اقتصادی جهان را براساس ربا قرار داده اند. آن ها به هر منطقه ای که وارد شدند، به زمامداران قرض دادند تا سیاست آنها را به نفع خود کنترل کنند.

 لجاجت یهود

  لجاجت و سرسختی بنی اسرائیل به اندازه ای بود که حتی از گفتن جمله «قُولُوا حِطَّةٌ...؛(15) بگوئید خداوندا گناهان ما را بریز»؛ امتناع ورزیدند و به جای آن کلمه نامناسبی به طور استهزاء گفتند.(16) برای همین قرآن کریم می فرماید: «فَبَدَّلَ الذَّینَ ظَلَمُوا قُولاً غَیرَ الَّذی قیلَ لَهُمْ.(17)؛ «اما کسانی که ستم کرده بودند، (آن سخن را) به سخن دیگری غیر از آنچه به ایشان گفته شده بود تبدیل کردند.»

 در مجمع البیان در ذیل همین آیه نقل شده است؛ گروهی از بنی اسرائیل به جای کلمه «حطة» به معنی «ریزش گناهان»(18) از روی مسخره گفتند «حنطة» یعنی گندم.(19) خداوند متعال هم به سبب این گونه لجاجت ها آنها را به عذاب دردناک خویش گرفتار نمود. البته لجاجت و بهانه جویی های بنی اسرائیل فراوان است که بخشی از آن در سوره بقره آمده است.

 پیمان شکنی یهود

 یهود از جمله اقوامی است که به پیمان شکنی معروف می باشد. قرآن کریم در آیات متعددی از نقض پیمان یهودیان سخن به میان آورده است. که بررسی همه موارد رساله جداگانه ای می طلبد به همین جهت به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم.

 یکی از موارد مهم نقض پیمان یهودیان نقض پیمان دوازده دستور الهی بود که خداوند در دو آیه به بیان آن پرداخته و می فرماید: «وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَینِ إِحْساناً وَ ذِی الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساکینِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ ثُمَّ تَوَلَّیتُمْ إِلاَّ قَلِیلاً مِنْکمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَکمْ لا تَسْفِکونَ دِماءَکمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَکمْ مِنْ دِیارِکمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ(20)؛ «و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که: جز خدا را نپرستید، و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان احسان کنید، و با مردم (به زبان) خوش سخن بگویید، و نماز را به پا دارید و زکات را بدهید؛ آنگاه جز اندکی از شما، (همگی) به حالت اعراض روی برتافتید؛ و چون از شما پیمان محکم گرفتیم که: خون همدیگر را مریزید، و یکدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید، سپس (به این پیمان) اقرار کردید و خود گواهید.»

 چنان که ملاحظه گردید ده پیمان از فرمان های الهی در این دو آیه آمده است و با آن که یهودیان بر آن اقرار کرده بودند ولی متأسفانه همه آنها را مورد نقض قرار دادند. افزون بر این، در سوره مائده، سخن از نقض دو پیمان دیگر نیز آمده است: «وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَی عَشَرَ نَقِیباً وَ قالَ اللَّهُ إِنِّی مَعَکمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَیتُمُ الزَّکاةَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً(21)؛ «در حقیقت، خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت، و از آنان دوازده سرکرده برانگیختیم، و خدا فرمود: من با شما هستم. اگر نماز برپا دارید و زکات بدهید و به فرستادگانم ایمان بیاورید و یاریشان کنید و وام نیکویی به خدا بدهید، قطعاً گناهانتان را از شما می زدایم، و شما را به باغ هایی که از زیر (درختان) آن نهرها روان است در می آورم، پس هر کس از شما بعد از این کفر ورزد، در حقیقت از راه راست گمراه شده است. خداوند متعال به همین سبب آنها را از رحمت خویش دور ساخت و دل های آنان را سخت و سنگین نمود که موجب فراموشی نعمتهای الهی گردید.(22)»

 

 ظلم و جنایت یهود 

 جنایاتی را که ملت یهود در طول تاریخ انجام داده نمی توان فراموش کرد؛ چنان که اشاره شد، این روحیه ستمگری را شاید از تورات تحریف شده یاد گرفته اند، یعنی دانشمندان یهود هنگام نگارش تورات، قسمتی از آن را طوری بیان کرده اند که روح ستمگری و تجاوز را در میان قوم خویش رواج دهند تا بتوانند جنایات خویش را توجیه کنند.

 «عبدالفتاح طبّاره» در این زمینه چنین می گوید: «جنایات یهود در سرزمین عرب به صورتی بود که بدن ها را به لرزه می انداخت و امروز نسل جدید یهود به پیروی از افکار نیاکان خود به جنایات و کشتار وحشتناک دست زده است.»

 هم چنین گوستاولبون چنین می نویسد: «ملت یهود هیچ گاه از جنایات جدا نبوده است آنها اسیران فراوانی می گرفتند، و بدن های آنها را با ارّه پاره می کردند و جلو سگ ها می ریختند و مردم شهر از کوچک و بزرگ و پیر و جوان را سر می بریدند.»(23)

 قرآن کریم، آنها را آدم کش و قاتل انبیاء معرفی نموده و می فرماید: «اِنَّ الَذَّین یکفُرُونَ بِآیاتِ اللّهِ وَ یقْتُلُونَ النَّبیینَ بِغَیرِ حَقِّ وَ یقْتُلُونَ الذَّین یأمُرُونَ بِالقِسْطِ مِنْ النّْاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ اَلیمٍ(24)؛ «کسانی که به آیات خدا کفر می ورزند و پیامبران را بناحق می کشند، و دادگستران را به قتل می رساندند، آنان را از عذابی دردناک خبر ده.»

 خودخواهی یهود

 در طول تاریخ یهودیان خود را تافته ای جدابافته می دانسته اند و همیشه این تصور را داشته که بنده ممتاز خداوند فقط آنها هستند؛ حتی چنین ادعا دارند که ما پسران خدا هستیم و یا می گویند که ما دوستان خاص پروردگار می باشیم؛ چنان که قرآن کریم از زبان آنان نقل می کند: «وَ قالَتِ الیهُودُ وَ النَصارَی نَحْنُ اَبْناءُ اللّهِ وَ اَحْبَّاءُهُ(25)» و یهودیان و ترسایان (مسیحی ها) گفتند: «ما پسران خدا و دوستان او هستیم!» (و گرچه منظورشان فرزندان مجازی باشد.) همچنین در «تلمود» آمده است: «آنان (یهودیان) به این اصل اساس معتقد بودند که اسرائیل قوم برگزیده الهی است، البته این عقیده کتاب مقدس است که در ادبیات و تفسیرهای دانشمندان یهود به حدّ اعلی گسترش یافته است. تلمود مکرر این مطلب را گوشزد می کند که میان خدا و یهود رابطه ای صمیمی و ناگسستنی وجود دارد.»(26)

 به همین جهت در میان یهودیان نوعی خودخواهی و خودپسندی که ازاوصاف زشت می باشد، رایج است.(27)

 اما نظر قرآن در مورد امت برگزیده بودن یهود چیست؟ در ابتدای امر به نظر می رسد که قرآن کریم ملت یهود را قومی برگزیده معرفی کرده است، ولی با دقت نظر درمی یابیم که قرآن کریم ملت یهود را در زمانی خاص به عنوان ملت ممتاز و برگزیده دانسته، چنان که در ذیل آیه شریفه «...اَنّی فَضَّلْتُکمْ عَلی العالَمینَ(28)» از ابن عباس این گونه نقل می کند که؛ مراد از «العالمین» مردمان زمان بنی اسرائیل می باشد، چون که امت محمد(ص) به اتفاق همه، برترین امت هاست، چنان که پیامبر اسلام(ص) افضل پیامبران است؛ چون در قرآن کریم آمده است(29): «کنْتُمْ خَیرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکتابِ لَکانَ خَیراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ(30)؛ «شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده اید: به کار پسندیده فرمان می دهید و از کار ناپسند باز می دارید، و به خدا ایمان دارید و اگر اهل کتاب ایمان آورده بودند قطعاً برایشان بهتر بود، برخی از آنان مؤمنند (ولی) بیشترشان نافرمانند.»

 نژادپرستی یهود 

 روح نژادپرستی یهودیان زاده همان خیال و تصور باطل خودبرتربینی آنهاست که منشأ بسیاری از انحرافات و تصورهای باطل از جمله نژاد پرستی گردید تا بدان حد که «گفتند: هرگز آتش دوزخ، جز چند روزی به ما نخواهد رسید.»(31)

 این امتیازطلبی و اعتقاد به برتری نژاد ملت یهود با هیچ منطقی انسانی سازگار نیست؛ چون هیچ گونه تفاوت میان انسان ها در پیشگاه الهی وجود ندارد؛ افزون بر آن معیار برتری در منطق قرآن پرهیزگاری است، «اِنَ اَکرَمَکمْ عِنْدَاللّهِ اَتْقاَکمْ؛(32) «که برتری، از آنِ متقین می باشد.»

 دشمنی یهود با دیگر ملل:

 چنان که اشاره شد روحیه ستمگری و تجاوز در سرشت یهود ریشه دوانیده و موجب شده است تا آنان در تاریخ با هیچ ملّتی سرسازش و صلح نداشته و همواره با دیگران در جنگ و دشمنی باشند؛ هم چنان که با انبیای خویش ناسازگاری کرده و نافرمانی از دستورهای آنان را به حد اعلا می رسانده اند. قرآن کریم در مورد این که یهودیان و مسیحیان همدیگر را قبول نمی کردند، می فرماید: «وَ قالَتِ الیهُودُ لَیسَتِ النَصاری عَلی شَی ءٍ و قالَتِ النَصاری لَیسَتِ الیهُودُ عَلی شَی ء.(33)؛ یهودیان گفتند: ترسایان (مسیحی ها) بر حق نیستند و ترسایان گفتند: یهودیان بر حق نیستند».

 دشمنی یهود با اسلام: 

 یهود از آغاز با مسلمانان و پیامبر مکرم اسلام(ص) به دشمنی و خصومت پرداختند. برای بیان شدت دشمنی یهود با اسلام خداوند متعال می فرماید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قالُوا إِنَّا نَصاری ذلِک بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسّیسِینَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا یسْتَکبِرُونَ(34)؛ «مسلماً یهودیان و کسانی را که شرک ورزیده اند، دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت و قطعاً کسانی را که گفتند: «ما نصرانی هستیم»، نزدیک ترین مردم در دوستی با مؤمنان خواهی یافت، زیرا برخی از آنان دانشمندان و رهبانانی اند که تکبر نمی ورزند.»

 علل دشمنی

 با نگرشی هر چند گذرا در ادیان قبل از اسلام به خوبی درمی یابیم؛ آیین هایی که دستخوش تحریف و بازیچه تغییر واقع نشده اند با تعالیم اسلام سازگارتراند؛ زیرا دین مبین اسلام در حقیقت مکمل و متمم آنها تلقی می شود. اما از آن جایی که دین یهود مورد تحریف واقع شده بود سران آن می دانستند که با رشد و نفوذ اسلام در میان مردم، منافع دنیوی شان در معرض خطر و نابودی قرار خواهد گرفت. از این رو، با مسلمانان و شخصِ نبی مکرم اسلام(ص) با شدیدترین وجهی به دشمنی برخاستند. افزون بر این، عوامل دیگری نیز در دشمنی یهود مؤثر بود از جمله: اول؛ حسادت یهود نسبت به پیامبر اکرم(ص)(35) و مسلمانان؛ «وَدَّ کثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکتابِ لَوْ یرُدُّونَکمْ مِنْ بَعْدِ إِیمانِکمْ کفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَینَ لَهُمُ الْحَقُّ(36)؛ «بسیاری از اهل کتاب پس از این که حق برایشان آشکار شد از روی حسدی که در وجودشان بود، آرزو می کردند که شما را، بعد از ایمانتان، کافر گردانند.»

 از مرحوم طبرسی نقل شده که این آیه در مورد جماعتی از یهودیان نازل شده است.(37)

 توطئه ها و دسیسه های یهود در حدی بود که موجب اذیت و آزار رسول مکرم اسلام(ص) می گردید؛ برای این، خداوند متعال برای تسلی و آرامش خاطر پیامبر اسلام(ص) می فرماید(38): «یا أَیهَا الرَّسُولُ لا یحْزُنْک الَّذِینَ یسارِعُونَ فِی الْکفْرِ مِنَ الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ مِنَ الَّذِینَ هادُوا سَمَّاعُونَ لِلْکذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یأْتُوک یحَرِّفُونَ الْکلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ(39)؛ «ای پیامبر، کسانی که در کفر شتاب می ورزند، تو را غمگین نسازند، از آنان که با زبان خود گفتند: «ایمان آوردیم»، و قلب آنها ایمان نیاورده تو را اندوهگین نسازند! و (همچنین)گروهی از یهودیان که خوب به سخنان تو گوش می دهند، تا دستاویزی برای تکذیب تو بیابند؛ آنها جاسوسان گروه دیگری هستند که خودشان نزد تو نیامده اند؛ آنها سخنان را از مفهوم اصلیش تحریف می کنند.

 دوم؛ از آنجا که یهودیان در تعالیم پیشین خود بنا را بر ردّ و تکذیب انبیا و رسولان گذارده بودند. بنابراین هر پیامبری که بعد از حضرت موسی(ع) برانگیخته می شد، او و قومش را دشمن داشته و با تلاش های فراوان در صدد نابودی آنان برمی آمدند؛ چه این که پذیرش حقانیت انبیای پسین، معیار دست برداشتن از آموزه های باطل پیشینیان شان بود. چنان چه همین معامله را پیشتر با حضرت عیسی(ع) و مسیحیان انجام و در پی آن، همان شیوه را در برخورد با پیامبر اسلام(ص) و مسلمانان بکار گرفتند.

 واکنش یهود هنگام ظهور اسلام 

 از آن جایی که، بنابه فرمایش قرآن،عیسی بن مریم(ع) پیشتر بشارت آمدنِ پیامبراکرم(ص) را به آنان داده بود: «وَ إِذْ قالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیمَ یا بَنِی إِسْرائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیکمْ مُصَدِّقاً لِما بَینَ یدَی مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ...(40)؛ «و هنگامی را که عیسی پسر مریم گفت: ای فرزندان اسرائیل، من فرستاده خدا به سوی شما هستم. تورات را که پیش از من بوده تصدیق می کنم و به فرستاده ای که پس از من می آید و نام او احمد است بشارتگرم....»

 از این رو یهودیان می دانستند، که در شبه جزیره عربستان پیامبر خاتم ظهور خواهد کرد، و بر خصوصیات او آن چنان واقف بودند که که فرزندانشان را می شناختند. «اَلَّذینَ آتَیناهَمُ الْکتابَ یعْرِفُونَهُ کما یعْرِفُونَ اَبْناءَهُمْ(41)؛ کسانی که به ایشان کتاب (آسمانی) داده ایم، همان گونه که پسران خود را می شناسند، او (- محمد) را می شناسند.»

 در روایات تاریخی آمده است که تبّع که قبیله اوس و خزرج را می شناخت در مدینه منزل نمود؛ هنگامی که نفرات آنان زیاد شد اموال یهودیان را می گرفتند، آنان می گفتند: اگر پیامبر ما محمد(ص) مبعوث شود شما را از اینجا خارج می کنیم. اما هنگامی که حضرت محمد بن عبدالله(ص) مبعوث شد، قبیله اوس و خزرج به حضرت ایمان آوردند و یهودیان کفر ورزیده و ایمان نیاوردند.(42) چنان که قرآن کریم می فرماید:

 وَ لَمَّا جاءَهُمْ کتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الْکافِرِینَ(43)؛ و هنگامی که از جانب خداوند کتابی که مؤید آنچه نزد آنان است برایشان آمد، و از دیر باز (در انتظارش) بر کسانی که کافر شده بودند پیروزی می جستند، ولی همین که آنچه (که اوصافش) را می شناختند برایشان آمد، انکارش کردند پس لعنت خدا بر کافران باد.»

 هم چنین مرحوم طبرسی در تفسیر خویش از ابن عباس نقل می کند که «یهودیان قبل از بعثت پیامبر اکرم(ص) برای اوس و خزرج خط نشان می کشیدند که اگر رسول خدا(ص) مبعوث شود به حساب شما می رسیم ولی همین که دیدند پیامبر آخرالزمان از میان یهود نیست، به او کفر ورزیدند و گفته های قبلی را به کلی انکار نمودند.(44)»

 برخورد یهودیان با پیامبر اکرم(ص) بعد از بعثت 

 یهودیان بعد از بعثت نبی مکرم اسلام(ص) کارشکنی های فراوانی انجام دادند که در این گفتار فقط به نمونه هایی از آن اشاره می شود.

 الف) خیانت یهود بعد از جنگ احد: پیامبر اکرم(ص) در اوایل هجرت به مدینه روزهای سختی را می گذراندند، از طرفی تعداد مسلمانان کم و از طرف دیگر فشار دشمنان اسلام بیش از حد بود. به همین جهت پیامبر اسلام(ص) برای آسوده خاطر بودن از داخل مدینه با قبایل مختلف یهودیان مدینه عهدنامه هایی نوشتند که مسلمانان را آزار و اذیت نکنند.(45)

 با این وجود عده ای از یهودیان مدینه پس از حادثه اُحُد به سوی مکه رفتند تا با مشرکان مکه بر ضد پیامبر اسلام(ص) هم پیمان شوند. پس پیمانی را که با رسول خدا(ص) و مسلمانان داشتند شکستند.(46) قرآن کریم به این مطلب چنین اشاره می کند: «أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکتابِ یؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ یقُولُونَ لِلَّذِینَ کفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدی مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلاً(47)؛ آیا کسانی را که از کتاب (آسمانی) نصیبی یافته اند ندیده ای؟ که به جبت و طاغوت ایمان دارند، و درباره کسانی که کفر ورزیده اند می گویند: اینان از کسانی که ایمان آورده اند راه یافته ترند.»

 ب) کارشکنی های یهود در مورد اتحاد مسلمانان: به برکت حضور مبارک پیامبر اکرم(ص) در مدینه دو قبیله «اوس» و «خزرج» از جنگ و خونریزی دست برداشتند، و در سایه ایمان به تعالیم اسلامی مانند دو برادر در کنار هم زندگی آرام و پر نشاطی داشتند. این اتحاد و همبستگی، سخت یهودیان را متأثر کرد، تا این که روزی یکی از آنها به نام «شامس» فرصت را برای اجرای طرحی شوم و تفرقه انگیز مناسب دید، و جوانی را مأمور کرد که اتحاد آنان را به هم بزند. این جوانِ یهودی با بازگویی خاطرات تلخ دوران درگیری و خونریزی بین اوس و خزرج، آنان را سخت به جان هم انداخت که نزدیک بود آتش جنگ بار دیگر میان آنان شعله ور شود، پیامبر اکرم(ص) از نقشه شوم یهودیان پرده برداشت و با پند و اندرز مسلمانان را متوجه این نقشه نمود.(48) قرآن کریم در آیاتی از سوره آل عمران به این ماجرا و کارشکنی یهود این چنین اشاره کرده می فرماید: «قُلْ یا أَهْلَ الْکتابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَها عِوَجاً وَ أَنْتُمْ شُهَداءُ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا فَرِیقاً مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکتابَ یرُدُّوکمْ بَعْدَ إِیمانِکمْ کافِرِینَ(49)؛ بگو: ای اهل کتاب چرا کسی را که ایمان آورده است، از راه خدا باز می دارید، و آن (راه) را کج می شمارید، با آن که خود (به راستی آن) گواهید؟ و خدا از آنچه می کنید غافل نیست. ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر از فرقه ای از اهل کتاب فرمان برید، شما را پس از ایمانتان به حال کفر بر می گردانند.»

 گویا همیشه این طور بوده که گروهی از دشمنان اسلام کارشان نفاق افکندن و تفرقه انداختن میان مسلمانان بوده است. ولی آنچه که مهم و لازم می باشد هوشیاری مسلمانان در برابر این گونه تفرقه ها می باشد.

 ج) جاسوسی علیه مسلمانان: عده ای از قوم یهود برای ضربه زدن به مکتب نو پای اسلام در مدینه دست به جاسوسی می زدند حتی به نقل مورخان، برخی از احبار یهود به ظاهر اسلام آوردند تا به مقاصدی که دارند برسند، ولی در باطن به رسول خدا(ص) ایمان نداشتند، بلکه در زمره منافقان بودند.(50)

 یهودیان جهت دست یابی به اسرار مسلمانان از چنین افرادی استفاده می کردند و اطلاعات راجع به محافل مسلمانان را در اختیار رهبران خود قرار می دادند تا تدبیرات لازم را برای مقابله با مسلمانان طراحی نمایند.

 د) ایجاد بحران اقتصادی: یکی از اقدامات دشمنان اسلام محاصره اقتصادی بوده و هست. سران یهود مدینه برای این که مسلمانان را از آیین اسلام برگردانند و یا اعتقادات آن ها را تضعیف نمایند،آنان را در بحران اقتصادی شدیدی قرار می دادند؛ به طوری که عده ای از مسلمانان به ویژه مهاجرین به سبب فقر در معرض تهدید مرگ قرار گرفتند. حتی از دادن امانت هایی که قبل از اسلام به آنان سپرده بودند، خودداری می کردند و برای تبرئه خود به آن ها می گفتند؛ هنگامی بر ما لازم بود امانت شما را برگردانیم که شما اسلام اختیار نکرده بودید. ولی ایمان شما به اسلام، این حقوق را ابطال کرد!(51)

 قرآن کریم به این موضوع چنین اشاره می فرماید: «وَ مِنْ أَهْلِ الْکتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ یؤَدِّهِ إِلَیک وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِینارٍ لا یؤَدِّهِ إِلَیک إِلاَّ ما دُمْتَ عَلَیهِ قائِماً ذلِک بِأَنَّهُمْ قالُوا لَیسَ عَلَینا فِی الْأُمِّیینَ سَبِیلٌ وَ یقُولُونَ عَلَی اللَّهِ الْکذِبَ وَ هُمْ یعْلَمُونَ(52)؛ و از اهل کتاب، کسی است که اگر او را بر مال فراوانی امین شمری، آن را به تو برگرداند، و از آنان کسی است که اگر او را دیناری امین شمری، آن را به تو نمی پردازد، مگر آن که دایماً بر (سر) وی به پا ایستی. این بدان سبب است که آنان (به پندار خود) گفتند: در مورد کسانی که کتاب آسمانی ندارند، بر زیان ما راهی نیست. و بر خدا دروغ می بندند با این که خودشان (هم) می دانند.»

 چنان که در جواب تقاضای فرستاده پیامبر اکرم(ص) جهت قرض گرفتن از یهودیان گفتند: «خدا محتاج و فقیر است ولی ما بی نیاز هستیم(53)»

 پی نوشت ها: -

 * این مقاله توسط مرکز فرهنگ و معارف قرآن دفتر تبلیغات اسلامی تهیه شده است.

 1) ر.ک مائده / 82.

 2) سید عبدالحسین دستغیب شیرازی، قلب سلیم، چاپ 12، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1374. ص 303.

 3) سوره زمر، آیه 22.

 4) بقره / 74.

 5) ر.ک. کتاب مقدس، پیشین، سفر حزقبال، 9: 5 - 6.

 6) ر.ک. پیشین. سفر اشعیا نبی، 13: 10 - 16.

 7) بقره/ 84 و 85.

 8) عفیف عبدالفتاح طباره، پیشین، ص 81.

 9) اعراف / 179.

 10) ر.ک. عفیف عبدالفتاح طباره، پیشین، ص 81.

 11) بقره / 96.

 12) ممتحنه / 13.

 13) ر.ک. عفیف عبدالفتاح طباره، پیشین، ص 83.

 14) نساء / 160- 161.

 15) بقره / 58.

 16) ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 1، چاپ 25، تهران؛ دارالکتب الاسلامیه، 1369، ص 269.

 17) بقره / 59.

 18) راغب، پیشین، ص 122.

 19) الطبرسی، پیشین، ج 1، ص 118.

 20) بقره / 83 - 84.

 21) مائده / 12.

 22) ر.ک. مائده 13.

 23) ر.ک. طباره، پیشین ص 111.

 24) آل عمران / 21.

 25) مائده / 18.

 26) تلمود، ص 79.

 27) ر.ک. تلمود ص 79.

 28) بقره / 47.

 29) الطبرسی، ج 1، پیشین، ص 102.

 30) آل عمران / 110.

 31) بقره / 80.

 32) حجرات /13.

 33) بقره / 113.

 34) مائده / 82.

 35) الطبرسی، ج 3، پیشین، ص 234.

 36) بقره / 109.

 37) الطبرسی، ج 1، پیشین، ص 184.

 38) الطبرسی، ج 3، پیشین، ص 194.

 39) مائده/41.

 40) صف / 6.

 41) بقره / 146.

 42) ابی النضر محمد بن مسعود بن عیاش السلمی السمرقندی، تفسیر العیاشی، تهران: المکتبة العلمیه الاسلامیه، بی تا، ج 1، صص 49 - 50.

 43) بقره / 89.

 44) الطبرسی، ج 1، پیشین، ص 158.

 45) ر.ک. المجلسی، ج 19، پیشین، ص 110 - 111.

 46) ر.ک. الطبرسی، ج 3، پیشین، ص 92.

 47) نساء / 51.

 48) ر.ک. جعفر سبحانی، ج 1، پیشین، صص 468- 469.

 49) آل عمران، 99- 100.

 50) ر.ک، ابن هشام، ج 2، ص 175.

 51) ر.ک. عفیف طباره، پیشین، ص 60.

 52) آل عمران / 75.

 53) آل عمران / 181.

نظرات  (۳)

۱۴ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۲۹ کمی خلوت گزیده!
اتفاقا من خیلی خوشم اومد که اینقدر صریح نشون داده بود لجاجت و خودخواهی یهودی ها رو.
پاسخ:
مگر غير از اين انتظار داشتيد.
اگر خوشتان نمي آمد دو حالت بيشتر نداشت. يا دين را درست نفهميده بوديد يا دين را قبول نداشتيد كه هر دو از جنابتان به دور است
۱۵ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۱۵ کمی خلوت گزیده!
منظورم این بود که خوشم اومد که هم درست گرفته بود این لجاجت و خودخواهی رو و هم با جرأت نشون داده بود.
منظورم به ایشون بود، نه جنابمان!
پاسخ:
به هردو هم بخورد جاي بسي خرسندي است
۲۰ شهریور ۹۴ ، ۰۷:۵۸ میثم علی زلفی
نظرات استاد و جناب كردلو به ذيل عنوان نظر همه محترم است منتقل شد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">