فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت چيست؟
فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر
فطرت انسانی چیز خاصی نیست که بشود آن را مثل قلب و کلیه و غیره به کسی نشان داد بلکه فطرت همان آفرینش خاص الهی است که فقط به انسان داده شده و به هیچ موجودی قبل از انسان داده نشده است.
این آفرینش چند ویژگی دارد:
1- برای اولین بار به انسان داده شده
2- دین الهی منطبق با آن است
3- هرگز از بین نمی رود ولی ممکن است زیر لجن زار گناه دفن شود
نویسندگان
آخرین مطالب
امام صادق (ع) از پدرش نقل ميكند كه فرمود: كسى كه در او حرص و ترس باشد ايمان ندارد و مؤمن، ترسو و حريص و بخيل نيست. الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1 ؛ ص131

بعد از خواندن اين مطلب بخوانيد

وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (روم 21)

و يكى از آيات او اين است كه براى شما از خود شما همسرانى خلق كرد تا به سوى آنان ميل كنيد و آرامش گيريد و بين شما مودت و رحمت قرار داد و در همين نشانه هايي است براى مردمى كه تفكر كنند

چند نكته:
1- وجود محبت و مودت در خانواده به معني اطاعت و الزام به اطاعت پذيري نيست. گاهي وقتها ديده مي شود كه زن ها يا مردها همديگر را به اطاعت مجبور مي كنند و به اين آيات استشهاد مي كنند.
بله كسي كه كسي را دوست دارد ثمره اش اطاعت است. ان كنتم تحبون الله فاتبعوني.

اما يك جاهايي محبت ها دچار تعارض مي شوند و زندگي گره مي خورد اينجا آقا به خانم مي گويد تو مگر من را دوست نداري پس حرف من را گوش كن. خانم هم همين را مي گويد. اينجا مرجع حل اختلاف مرد است. هرچه گفت همان بايد انجام شود. اين دوست داشتن و ابراز محبت نبايد سبب شود تا مديريت و ولايت از دست مرد خارج شود و به دست زن بيافتد. چنين خانواده اي با چنين تفكري بزودي شيرازه زندگيشان از هم مي پاشد (اگر مذهبي باشند اين احتمال بيشتر است)

البته مردها بايد توجه داشته باشند كه پيامبر صلي الله و عليه و آله فرمودند مرد كريم به ذائقه ي زن و بچه اش زندگي مي كند و بيشتر اوقات مغلوب است و مرد لئيم زن و بچه اش به ذائقه ي او زندگي مي كنند و بيشتر اوقات غالب است. بعد فرمودند من دوست دارم كريم مغلوب باشم تا لئيم غالب. (البته اين حديث مربوط به تعيين خطوط كلي زندگي نيست. بلكه در جزئيات زندگي است)

2- وقتي خداوند مي فرمايد بين زن و مرد مودت قرار دادم آيا اين مودت با ازدواج شكل مي گيرد؟ يا مشروط به امر ديگري است؟ شايد هم معناي ديگري مورد نظر باشد.
از آنجا كه مي بينيم خداوند در ابتداي ازدواج مودت را به ما نداده است و از آن طرف مودت منوط به اطاعت و پيروي است كه امري اختياري است. پس جعل خداوند يك جعل ذاتي نيست. كه به محض ازدواج محقق شود و لذا وابسته به اراده ي دو طرف است.
پس جعل به معني قرار دادن صحيح است اما بايد پرسيد خداوند اين مودت را به چه نحوي بين دو نفر قرار داده است. آيا مودت را بين آنها ذاتي ازدواج قرار داده است؟ (كه معلوم شد نيست) يا مودت را بين آنها حجت قرار داد؟ يا مودت را بين آنها قانون قرار داد؟ و يا وظيفه و يا اصل قرار داده است؟
به نظر مي رسد چيزي مثل قانون يا وظيفه و اصل اين جمله را تكميل كند و لذا بايد گفت: من بين شما مودت را به عنوان يك اصل زندگي ، قانون و وظيفه  قرار دادم تا اين زندگي سامان بگيرد و به آرامش برسيد. كسي كه به اين اصل پايبند نيست نتيجه مطلوب زندگي مشترك را نخواهد گرفت.

میثم علی زلفی

رحمت

مودت

نظرات  (۹)

۰۱ مهر ۹۴ ، ۲۳:۲۸ کمی خلوت گزیده!
البته اصلی که زن و مرد سالم، به قول شما با فطرت پاک، ناخودآگاه به سمتش خواهند رفت. در این صورت این جعل چیزیست مثل سایر فطریات.
پاسخ:
به بيان ديگر حرف شما را مي توان اينگونه زد.
فطري يعني ذاتي و وظيفه يعني آنچه موظف به عمل كردن به آن هستي. حال اين عمل يا برخواسته از ذات انساني است يا بر اساس يك نياز خارجي ست.
در اينجا وظيفه يعني عملي كه منطبق با فطرت و برخواسته از نياز ذاتي انساني است.نه يك نياز خارجي
۰۲ مهر ۹۴ ، ۱۱:۳۶ کمی خلوت گزیده!
بله بله، دقیقا.
۰۲ مهر ۹۴ ، ۱۱:۳۹ کمی خلوت گزیده!
چرا میگید مدیریت دست زن بیفته، اگر مذهبی باشند زودتر شیرازه از هم می پاشه؟
قید مذهبی بودن برای چیه؟
بنظر من عکسه. یعنی اگر مذهبی نباشند، و اگر مرد عزت خود را از دست بدهد، چون به سایر مسایل پایبندی کمتری هست زودتر از هم گسسته میشن.
پاسخ:
چون مردهاي مذهبي از غير مذهبي ها زودتر خرد مي شن و احساس شكست بهشون دست ميده. نه اينكه اونها ضعيف تر باشند نه.چون انتظار چنين برخوردي رو از همسر متدينشون ندارند.
بله از هم پاشيدگي در خانواده هاي غير مذهبي زودتر اتفاق مي افتد اما اثر چنين كاري در خانواده هاي مذهبي بيشتر است.
البته گفتن اين نكته بد نيست كه اگر مردي در مديريت، ضعيف هم باشد  همان حكم را دارد و زن حق بدست گرفتن مديريت خانه را ندارد. پس بايد چه كار كند. بايد به همسرش مشورت بدهد. اما حق ندارد اين ضعف را چكش كند براي كوبيدن همسرش.
۰۲ مهر ۹۴ ، ۲۲:۱۳ کمی خلوت گزیده!
این به نظرم استدلال خوبی نیست اصلا!
همونقدری که توقع ندارن از همسر متدینشون، همونقدر هم متدین بودن خودشون وادارشون میکنه به حفظ زندگی. ضمنا اگر خدا حق طلاق رو داده به مرد، دست کم به این دلیله که مرد ها، حتی ضعیفانشان، «ثبات» روحی بیشتری دارند، و اینطور نیستن که خرد شدن ها به همین راحتی منجر به پاشوندن خانواده بشه.
چطور فاکتور ایمان رو برای زن وارد می کنید اما برای مرد وارد نمی کنید؟ خب معلومه اینجوری استدلال کردن نتیجه اش این میشه که خانواده های مذهبی زودتر می پاشن.
ضمنا شما انگار به تور مردان احمق که ذره ای، و فقط ذره ای، عقل در سر ندارن نخوردید! مردانی که زنانشون هرچی تلاش می کنن توانایی مدیریتشون بالا نمیره.  این خیلی بده که در همه ی حالات تقصیر گردن خانم ها بیفته! مثلا زنی که از طرفی محبت همسر رو نمی بینه، از طرف دیگه مردونگی از مردش نمی بینه و همه اش با رفتارهای زنانه ی شوهرش رنج میکشه، تا کجا می تونه تلاش کنه مدیریت شوهرش رو قوی کنه؟ حالا هرچقدر هم مومنه باشه چقدر می تونه سی سال تربیت غلط و سجایای ذاتی رو تغییر بده؟ متاسفانه وقتی به مرد ها میرسه، طوری بیان میشه که تقصیر از گردنش باز بشه، اما وقتی به زن میرسه، توقع میره ماهرانه ترین کارهای روانشناسانه رو درمقابل مردشون انجام بدن و تا آخرین قطره ی خونشون مقاومت کنن!!! کمی ناموزون نیست که به زور فقط وظایف اصلی مرد رو بیان کنیم اما به زن که میرسه تمام مستحبات و واجبات و مسائل ظریف روانشناختی بیان بشه؟!
همیشه طوری بیان میشه که این زنه که پایه ی رفتار مرده، در حالی که اتفاقا برعکسه و پایه ی اصلی رفتار رو مرد بنا میگذاره و زن بیشتر عکس العمل نشون میده، اگرچه در مراحل بعد این عکس العمل ها روی مرد هم اثر میگذاره.
پاسخ:
فعلا زمان مناسبي نيست شايد يك روز اگر به اين نتيجه رسيدم روايت هاي اين باب رو باز كنم و توضيح بدهم.
اما به همين يك نكته كه اعتقاد بنده بعد از موارد بسيار مشاوره است را مي گويم.
تاكيد مي كنم اين حرف حرف دين نيست بلكه تجربه ي بنده است. در جامعه ي ما زن ها به خاطر شرايط اجتماعي و فرهنگي و شايد بسياري مسائل ديگر توان مشاوره ي لازم براي مردها را ندارند.
مشاوره زن ها همانطور كه گفتيد نيازمند آموزش است. كه فقدان آن محسوس است.
فلذا بنده معتقدم اكثر مرداني كه در ابتداي زندگي تمام زندگي خود را در طبق اخلاص گذاشته است نبايد در ادامه مسير محبتش به نفرت تبديل شود.

بنده از تمام كتاب هاي مشاوره و حديثي يك حديث را خيلي دوست دارم. (توضيحش باشد طلبتان)
پيامبر فرمود:
زن و مرد اگر مي خواهند شيرازه ي زندگيشان نپاشد و زندگي كنند. هر كدام يك كار انجام دهند.
مرد از خطاهاي همسرش بگذرد  و زن از شوهرش تبعيت كند.
۰۲ مهر ۹۴ ، ۲۲:۴۲ کمی خلوت گزیده!
جالبه که بیان نمیشه مرد حق نداره ضعیف باشه، اما بیان میشه که زن حق نداره مدیریت رو دست بگیره اگر مردش ضعیف بود.
فقط هم اینجا ندیدم این رو، اکثرا وقتی میخوان درمورد رابطه ی زن و مرد حرف بزنن، اکثرا وظایف مرد رو در حد یکی دوتا میگن، اما وظایف زن رو واجب و مستحب رو بیان میکنن و تاره تاکید بیشتری هم می کنن.
من قبول دارم که زن تا میتونه باید مردش رو تعظیم کنه، اما با نحوه ی تاکید روی دومی و کم اهمیت تر جلوه دادن اولی مشکل دارم.
پاسخ:
مرد حق ندارد ضعيف باشد حرف درستي است. مرد اگر نشسته بود زن مي توانداو را به حركت در بياورد اگر ضعيف بود مي تواند او را به سمت قوت ببرد. چرا كه مردها باعث قوام اند و زن ها باعث قيام) پس به حركت در آوردن مردها ذاتي زن ها و آرام كردن زن ها ذاتي مردهاست)
(اين روايت ها را مي نويسم كه بدانيد جايگاه مرد در نظام خانواده چقدر مهم است و شما به هر بهانه اي نمي توانيد آن را تخريب كنيد)
زني خدمت حضرت رسول رسيد فرمود براي ما زن ها حقوقي مشاوي مردها قرار بدهيد:
فرمودند: والله زن ها يك به ده هم حق به گردن مردها ندارند.
آن زن گفت اگر اين چنين است تا آخر عمر ازدواج نمي كنم و ازدواج نكرد.
۰۲ مهر ۹۴ ، ۲۲:۴۷ کمی خلوت گزیده!
البته قصد بحث بیشتر رو ندارم چون تبدیل به جدل خواهد شد. حرفم رو تقریبا تا میتونستم واضح گفتم.
پاسخ:
مطالبي كه گفتيد را بنده متوجه هستم و به بسياري از آن اعتراف دارم.
اما به نظرم زنهاي مذهبي ما نيم نگاهي به زندگي غير مذهبي ها دارند و لذا هنوز شرايط جامعه ما براي گفتن بسياري از حرف ها جا ندارد.
اگر به كتب روايي دسترسي داريد مطالعه كنيد تا متوجه شويد چند درصد زنان با خواندن روايات مربوطه در دين مبين اسلام باقي خواهند ماند.
نه بخاطر بد بودن روايات نه بلكه به خاطر تفسيرهاي ناصحيحي كه در ذهن زنان ما از حقوق زن وجود دارد
۰۳ مهر ۹۴ ، ۱۹:۱۶ کمی خلوت گزیده!
بنده خودم یکی از همین خانم ها هستم که این مسایل برام حل نمیشه. واقعا حل نمیشه. مثل همین که زن ها حق به گردن مردها ندارند. این یعنی تمام رفتارهای وصف ناپذیری که بزرگان دینی ما درمقابل همسرانشون داشتن، از سر لطف بوده نه وظیفه. اما تمام مشقت هایی که زن در زندگی میکشه، که فقط یکیش که بچه آوردن و تربیتش باشه از کل کارهای مردها سخت تره، از سر وظیفه است نه لطف. 
این درحالیه که یک زن اگر ازدواج نکنه به نحوی گلیم خودش رو از آب بیرون میکشه و حتی ممکنه به گناه هم نیفته، اما یک مرد هیچ جوره نمیتونه ازدواج نکنه چون مشکلات بسیار زیاد و اساسی ای براش ایجاد میشه.
این یعنی یه ترازوی نامتعادل.
اینطوری جور درنمیاد.
خودم به هیچ وجه از این مدل هایی نیستم که بگم زن و مرد مساوی اند. نخیر هرکدام کارکرد خودشان را دارند و باید در جای خودشان باشند. زن رو مظهر جمال و مرد رو مظهر جلال الهی می دونم و معتقدم نباید جلال زن به جمالش سبقت بگیره و جمال مرد به جلالش. از این مدلهای فمینیستی هم متنفرم. اما دین رو اینطور که شما و اکثر مبلغین میگن نمی فهمم و تا زمانی هم که چنین تفاسیری رو قبول ندارم لابد به قول شما از دین خارجم.

پاسخ:
مطالبي كه مطرح مي كنيد بحث مفصلي مي طلبد و فعلا از موضع پست خارج است.
بهتر است اين مورد را به پست ديگري محول كنيد و ادامه ندهيد.
اين پست فقط به يك  نكته از يك آيه اشاره داشت و در مقام بيان اينكه مردها چگونه باشند يا زن هاچگونه باشند نيست!
اينكه جايگاه وظيفه در زندگي مشترك چيست. عشق و محبت كجاي ماجراست.يا وظيفه محور بودن آيا عشق را از بين مي برد يا بيشتر مي كند. مطالبي است كه محل بحث اين آيه نيست و مجال ديگر و سندهاي عقلي و نقلي خود را مي طلبد.
خروج از دين با مخالفت با نظر جوجه طلبه اي مثل من اتفاق نمي افتد. اين حرف ها در بحث هاي علمي جايگاهي ندارد.
بنده قرار نيست جوابگوي رفتار هر كسي كه اسم خودش را مذهبي مي گذارد باشم.
بنده با چندين سال زندگي مشترك و فرزنداني كوچك هنوز با اين روش وظيفه محوري و تقسيم كار و وظايف در زندگي مشكلي نداشته ام و به شدت به اين مطلب معتقدم كه جامعه ي ما به شدت گرفتار بي مسئوليتي و عدم شناخت وظيفه است. و لذا هواي نفس هاي خود را به اسم  ضد دين و اينكه دين چنين وظايفي را به عهده ي ما نگذاشته است بيان نكنيم.
اين جمله خطاب به زنان و مرداني است كه اين قسمت را مي خوانند. آقايي كه به اسم دين از وظايفت در مي روي اين دين نيست هواي نفست است و اگر زنت كوتاهي دارد باز هم اينها وظايف توست. اگر دوستش نداري و  نمي تواني اين مقدار خطاي او را تحمل كني آزادش كن. خانم محترم اگر نمي تواني رفتار هاي شوهرت را تحمل كني حق نداري حقوق شوهرت را پايمال كني.
وقتي امام سجاد رساله ي حقوق مي نويسد اهميت حقوق را مي رساند. حقوق و اداي آن باعث نظم و ثبات مي شود و ثبات بروز عشق و محبت را راحت تر مي كند.
۰۳ مهر ۹۴ ، ۲۲:۴۷ کمی خلوت گزیده!
بنده خیلی قبل تر گفتم نمیخوام بحث رو ادامه بدم چون بی فایده است.
اما کامنت آخر نتایج صحبت هاتون در کامنتهای قبلی بود که البته چون من سه چهارتای آخر رو با هم گذاشتم و شما هم با هم جواب دادید روند منطقی مشخصی نداره.
۰۴ مهر ۹۴ ، ۱۷:۱۱ کمی خلوت گزیده!
هه!
من از پست هاتون فکر کرده بودم مجردید!
علی ای حال حرفهایی که زدم رو درست متوجه نشدید چون جواب هاتون خیلی ربطی به حرفهای من نداره.
پاسخ:
 هو!
چرا؟
سعي مي كنم يكبار ديگه بخونم تا درست متوجه بشم.
از راهنمايي ها و نصايح پنهان و آشكار شما تشكر.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی