فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت چيست؟
فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر
فطرت انسانی چیز خاصی نیست که بشود آن را مثل قلب و کلیه و غیره به کسی نشان داد بلکه فطرت همان آفرینش خاص الهی است که فقط به انسان داده شده و به هیچ موجودی قبل از انسان داده نشده است.
این آفرینش چند ویژگی دارد:
1- برای اولین بار به انسان داده شده
2- دین الهی منطبق با آن است
3- هرگز از بین نمی رود ولی ممکن است زیر لجن زار گناه دفن شود
نویسندگان
آخرین مطالب
امام صادق (ع) از پدرش نقل ميكند كه فرمود: كسى كه در او حرص و ترس باشد ايمان ندارد و مؤمن، ترسو و حريص و بخيل نيست. الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1 ؛ ص131


لطفا .... کامل بخوانید!

بنده اصفهانیم خوشبختانه یا شاید هم متاسفانه

آقای دانشمند، سخنران و خطیب توانای اصفهان، کسی که در کارنامه اعمالت در روز قیامت کشتن شیعیان سیستان و افغانستان و پاکستان و یمن و ... ثبت شده است، فکر می کردم تغییر کرده اید و دست از رفتار های سابقتان برداشته اید. اما باز به شبکه ی تفرقه افکن امام حسین رفتید و آتش تفرقه را روشن کردید. lمسئله ی خلع لباس مطرح شد و شما ظاهرا توبه کردید اما باز دیشب در مصلای نماز جمعه شاهین شهر اصفهان شروع کردید به ایجاد تفرقه بین مذهبی ها ....

بنده خیلی محکم می گویم یا شما احمقید یا از فقه سر رشته ای ندارید! البته خودتان هم دیشب گفتید که سخنرانی بیش نیستید و البته سیاسی هم نیستید و سخنرانی سیاسی هم بلد نیستید!!!!!!

پیش از سخنان دیشب فکر می کردم فقط به اهل سنت توجه دارید اما دیشب فهمیدم دغدغه لات ها و کوبیدن متدینین را هم دارید البته نمی دانم این همه سخنرانی های تند شما بر علیه اهل سنت چه وجهی دارد. اگر دنبال حق هستید که باید با عالمان آنها مناظره کنید و لزومی به علنی بودن آن نیست و اگر به دنبال شیعه کردن سنی ها هستید این راهش نیست. راه شما به ترکستان ختم می شود.

ظاهرا شما باب تقیه که از ارکان مهمه مذهب شیعه است را نخوانده اید! و ندیده اید که امامان آنقدر به تقیه سفارش کرده اند. چندتای آنرا می آورم، اگر ندیدید ببینید و اگر خواندید یاد آوری شود

1- پدرم ابو جعفر باقر (ع) مى‏ گفت: نه بخدا که نزد من روشى محبوبتر از تقیه نیست. آن که در تقیه باشد، خدایش سربلند و سرافراز گرداند و آن که در تقیه نباشد، خدایش پست و بى‏ مقدار سازد. اینک مردمان وارد دوره سازش و زندگى مسالمت آمیز شده ‏اند. موقعى که دعوت حق آشکار و علنى گردد، ستیز و مقابله یک تکلیف قطعى و همگانى خواهد بود. (کافی جلد 2 ص 218)

آقای دانشمند نکند فکر کردید با استقرار نظام اسلامی شیعی موقع دعوت آشکار و علنی حق فرارسیده و زمان ستیز و پیکار است که اینچنین بر خلاف مشی علماء یکه تازی می کنید این همه شیعه در سراسر دنیا قرار دارند که هنوز توان دفاع از آنها وجود ندارد، نمونه اش شیعیان یمن که مدت هاست سرکوب می شوند اما نمی توانیم از آنها حمایت کنیم. در خانه ی گرم و نرمت نشسته ای و زبانت را می چرخانی اما نمی فهمی که بهای حرفهای تو را دیگران می پردازند. چرا زندگی مسالمت آمیز شیعه و سنی را به هم می زنی. تقیه یعنی همین ! یعنی بغضت را طوری مخفی کن که زندگی های مسالمت امیز را به هم نزنی! اما این بغض را داشته باش تا روز موعود فرا برسد.

2- با ابو عبد اللَّه صادق (ع) مواجه شدم و روى خود را برگرداندم و رفتم. بعدا که خدمت او شرفیاب شدم گفتم: قربانت شوم. من با شما مواجه مى‏ شوم و روى خود را برمى‏ گردانم و مى‏ روم که مبادا مایه گرفتارى و سختى شما گردم. ابو عبد اللَّه گفت: خدایت رحمت کناد. ولى دیروز با مردى مواجه ‏شدم که گفت: درود بر تو اى ابو عبد اللَّه. کار خوبى نکرد. (گزیده کافى، ج‏1، ص: 216)

آقای دانشمند تقیه را گذاشته اند تا بواسطه تقیه سختی از دوش شیعیان دور شود و گرفتاری به آنها روی نیاورد. اما شما چه می کنید زندگی شیعیانی که با اهل سنت کوچه به کوچه و خانه به خانه زندگی می کنند را پر از گرفتاری و سختی می کنید. بغض کینه ی شیعیان را به دل اهل سنت می کارید.

3- شنیدم ابو عبد اللَّه صادق (ع) مى‏ گفت: مبادا مرتکب کارى شوید که ما را در اثر کار شما سرزنش نمایند، چونان که فرزند بدکاره مایه ننگ پدر مى‏ شود. شما که از همگان بریده‏ اید و به ما پیوسته‏ اید، زیور ما باشید نه مایه ننگ: در مساجد آنان نماز بخوانید. به عیادت بیمارانشان بروید. در تشییع جنازه آنان حاضر شوید. آنان در کارهاى نیک بر شما سبقت نگیرند، زیرا که شما به کارهاى نیک سزاوارترید. بخدا سوگند که طاعتى بالاتر از استتار نیست. من گفتم: استتار یعنى چه؟ ابو عبد اللَّه گفت: یعنى تقیه.


آقای دانشمند یکی از مصیبت های بنده این است که مدتی از شما دفاع کرده ام و پشیمانم. چرا؟

چون شما خیلی باعث افتخار شیعیان نیستید . من و دیگر دوستانمان به عنوان یک طلبه هر جا که رفتیم به طور مدام  پاسخگوی کلمات و رفتار های شما بودیم و ای کاش می توانستیم برای کارهای شما وجهی بتراشیم که ابائی در دفاع از علماء شیعه نداریم. سخنرانان زیادی هستند که بر علیه آنها حرف زده شده است اما وقتی اصل حرفش را می یابیم، می بینیم حرفش قابل دفاع است. اما شما چه؟؟؟ شما چه می گوئید:

دیشب روضه لات ها را می خواندید و مدام دم از این می زدید که کاری به مجلس امام حسین نداشته باشید و فضولی آن را نکنید. می گفتید چکار دارید بی حجاب به مجلس امام حسین می آید یا فلان جوان زیر ابرو برداشته بگذارید هر کس می خواهد بیاید! مجلس مجلس امام حسین است به تو چه ربطی دارد!

باریک الله به تو و این همه فهم و شعور و فقاهتت!


قرار است یک مشت حرف احساسی بزنیم تا مرید پیدا کنیم یا این چیزهایی که می گوئید سند و مدرکی دارد.

چند سوال دارم:

اول اینکه آیا باب امر به معروف و نهی از منکر بواسطه ی محرم الحرام مسدود می شود و دیگر متدینین حق امر به معروف و نهی از منکر ندارند؟

ثانیا چه کسی گفته که امام حسین متعلق به متدینین است که شما اینگونه متدینین را می کوبید! هرکس خواست در مجلس امام حسین شرکت کند، بکند اما این حضور آنها نفی کننده وظایف ما نیست. اگر قرار است دختر و پسری ، زن و مردی هر کاری که دوست دارند را بکنند، بعد بیایند چند قطره اشک بریزند تا وجدانشان نسبت به گناهانشان آرام شود بعد دوباره بروند گناه کنند. پس یکباره بگو حسین مسیح مسلمانان است، مسلمانان بروند هر کاری خواستند بکنند خدا حسین را فرستاده تا گناهان شما را ببخشد. این همان انحرافی که شهید مطهری می گوید نیست؟

ثالثا آیا این ثمره فکر شما نیست که برخی مجلس امام حسین می گیرند و در آن اُرگ و ساز می زنند. بالاخره جوان باید جذب شود، زنان و دختران باید جذب شوند ،و چه کاری بهتر از اینکه بگذاریم هر کسی هر طوری که خواست ارادتش را به امام حسین نشان دهد ولو با سرو پیاله های شراب به جای چایی!

شما که دم از رهبری می زنید آیا این صحبت های رهبری را نشنینید که هیئت ها را می خواهید تبدیل به کاباره کنید ایشان در جمع دانشجوئی [1] فرمودند:


بنده یادم آمد یک ماجرایی را که سیّد قطب در یکی از کتابهایش نقل میکند که بنده هم در یکی از نوشته‌ها که مال سالها پیش است - مال قبل از انقلاب است- آن را از قول او نقل کردم. میگوید در یکی از شهرهای آمریکا داشتم میرفتم، رسیدم به یک کلیسایی؛ دیدم بغل کلیسا یک سالن اجتماعات است. آن‌وقت آنجا برنامه زده‌اند «برنامه‌ی شب»؛ برنامه را که خواندم، دیدم نوشته مثلاً موسیقیِ فلان‌جور، بعد موسیقی فلان‌جور، بعد آواز فلان‌جور، بعد یک شام سبک، بعد مثلاً جلسه‌ی چنین؛ علاقه‌مند شدم بروم ببینم قضیّه چیست؟ گفت شب رفتم دیدم بله، یک سالنی است مثل یک کاباره! آنجا دخترها، پسرها، جوانها می‌آیند می‌نشینند، با هم مأنوس میشوند؛ آنجا هم برنامه‌هایی هست روی سِن؛ موسیقی و مانند اینها هست؛ من هم تماشا میکردم وضعیّت اینجا را. بعد هم یک شام سبکی آوردند، دادند خوردیم و [بعد] مثلاً یک نوشابه‌ای، چیزی؛(۱۲) قسمت جالبش اینجا است؛ میگوید که شب چند ساعتی گذشت، آخرِ شب شد، دیدیم که کشیش -کشیشِ آن کلیسا که این سالن، مربوط به آن کلیسا است- با وقار تمام از یک طرف سِن وارد شد، رفت و یک مقدار از این کلیدهای برق را زد و بعضی از چراغها را خاموش کرد بعد هم کشیش رفت. میگوید من دیگر رفتم و نماندم. میگوید فردا رفتم سراغ آن کشیش، گفتم که خب این چه وضعی است؟ آخر شما روحانی هستید، شما آخوند هستید، مبلّغ دین هستید، این چه وضعی بود مثلاً شما دیشب با این‌همه جوان و این برنامه‌ها؟ گفت که آقا، شما توجّه ندارید؛ من برای جذب کردن جوانها به کلیسا مجبورم این کار را بکنم؛ میگفت به او گفتم -حالا به تعبیر بنده- مرده‌شور این کلیسا را ببرد! خب بگذار بروند کاباره؛ [اگر] همان کارهایی که در کاباره میکنند، اینجا بنا است بکنند، خب بروند همان کاباره بکنند؛ چرا بیایند کلیسا؟ اگر قرار است که ما جوان را به فسق و فجور و عیش و عشرت و موسیقی حرام و از این قبیل چیزها بکشانیم، خب چرا اسممان را بگذاریم اسلامی؟ این که دیگر اسلامی نیست؛ این غیر اسلامی است، این ضدّاسلامی است.


آقای دانشمند البته از شما که شاگرد آیت الله امامی هستید چیزی بیش از این انتظار نمی رود. کسی که فقاهت از سرو روی سایت فرهنگی اش می بارد. تا همین چند سال پیش بیش از چند هزار کتاب را در اختیار مذهبی ها قرار می داد که بنده فکر میکردم با رضایت ناشرین آنهاست تا اینکه از یکی از همسایه ها متوجه خلاف آن را شدم به سایت آنها رجوع کردم تا جمله ای مبنی بر رضایت ناشران بیابم، این جمله را در سایت جدید آنها پیدا کردم:

«اکنون اعلام میداریم ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﺪﻡ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﻣﻮﻟﻒ ﻭ ﯾﺎ ﻧﺎﺷﺮ با اعلام به ما، (بصورت کتبی) ﺁﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ.»

چقدر فقیهانه و عالمانه از اموال مردم استفاده می کنیم و اصل را بر رضایت آنها می گذاریم ... واقعا دیگر حرفی ندارم

+ امیدوارم که داعیه دار بودن شما در دفاع از رهبری خلاف واقع در نیاید

-----------------------------------------------------------------------------------------------

1- بیست و چهارمین روز ماه مبارک رمضان ۱۴۳۶ در حسینیه‌ی امام خمینی رحمه‌الله

نظرات  (۱۰)

۰۱ آذر ۹۵ ، ۱۵:۲۱ حمیدرضا ندیری
صحیح است.
پاسخ:
امیدوارم صحیح باشد
۰۱ آذر ۹۵ ، ۲۰:۱۰ سید مهدی عاشق علی
سلام
بسیار عالمانه نقد کردید .  امیدوارم که مخاطب اصلی هم به گوشش برسد
پاسخ:
سلام
تشکر
ما هم امیدواریم .....
یه مدتی سخنرانی های ایشون رو گوش میکردم اما بعد از سخنرانی تو شبکه ی امام حسین از چشمم افتاد.
کلا ادم تندیه , بعضی حرفهاش خوبه و بعضی هاش هم حرف های الکیه.
متاسفانه مرید هم زیاد داره انگار.
موفق و مانا باشید
یاعلی
پاسخ:
بله همینطوره مرید زیاد داره
یا حق
چی بگم والا ما هم یه نمونه اش در قم داریم
باز دانشمند خوب است او که ...
اذا فسد العالم فسدالعالم
خدا عاقبت ما و ایشان را به حق ارباب ختم به خیر فرماید
پاسخ:
ان شاء الله عاقبت به خیر بشویم همگی؛ هم ما و هم ایشان
۰۲ آذر ۹۵ ، ۰۰:۴۸ سیّد محمّد جعاوله
خوب بود
ولی کمی طولانی بود
با تشکر از وقت و انتخابتان.
پاسخ:
تشکر
بله یک مقدار زیاد دلم پر بود
یه کانال برای علم اصول راه اندازی شده خواستید ببینید

osoolefeqh@
خیلی تند نرو داداش
چند تا مطلب میگم و یا علی
اولاً اولین کسی که تقیه رو شکست آقای خمینی بود. اصل تشکیل حکومت با تقیه سازگار نیست. برای همین هم جان همه شیعیان تو همه دنیا به خطر افتاد. چرا آمریکا به عراق و افغانستان حمله کرد؟ آیا برای مقابله با این حکومت نبود؟ چرا شیعیان در همه جای دنیا کشته میشن؟ ایا از ترس تشکیل حکومت نیست؟ پس تقیه رو شما حکومتی ها شکستید و جان همه شیعیان رو تو همه جای دنیا به خطر انداختید و صدها هزار نفر رو هم تو همین ایران به خاطر همین انقلاب به کشتن دادید.
کشته شدن شیعیان در کارنامه امثال آقای خمینی و خامنه ای هم هست داداش...
ثانیاً تقیه باید در مقابل همه مخالفین باشه. چرا شما در مقابل آمریکا و انگلیس تقیه نمی کنید و در مقابل سنی ها تقیه می کنید؟یک بام و دو هواست دیگه.
در مقابل آمریکا و انگلیس که قوی تر هستند، تقیه نکردید و باعث شد این همه بدبختی برای مملکت ایجاد بشه.
ثالثاً با سنی ها اینجوری می خواید وحدت داشته باشید اما با شیعه ها اینجوری برخورد می کنید؟ تبارک الله...
همه جا جار می زنید مرگ بر ضد ولایت فقیه در حالیکه ولایت فقیه یک مساله اجتهادیه که هر کس یه نظری داره، اما از اون طرف کسی جرأت نداره بگه مرگ بر ضد ولایت علی. چون سریع خفش می کنید و میگید تقیه و وحدت رو رعایت کن.
می ترسم مشمول این روایت امام رضا شده باشید که فرمود در آخر الزمان فتنه ای توسط شیعیان به وجود میاد بدتر از فتنه دجال. پرسیدند این چه فتنه ای است. فرمود دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستان ما.
من به هیییییییچچچچچچ وجه دانشمند رو قبول ندارم اما هرچی باشه شیعه هست و ادرارش هم به سنی ها شرف داره. اونوقت به خاطر چند تا سنی اینجوری دارید بین شیعه ها تفرقه میندازید...
فأین تذهبون و أنی یؤفکون؟؟؟
پاسخ:

آقای اصغر عزیز، لحن و بیانت برام خیلی آشناست، از آقای خمینی گفتنت معلومه که خط فکریت در چه زاویه ای است، از انتساب بنده به حکومتی ها برای پیشبردن حرفهات هم معلوم میشه در چه تیپ فکری هستی؛ شبیه اصلاح طلب ها و تفرقه افکنان (یا شاید نادان ها) سخن می گویی
از روایت امام رضا شروع کنم که عمق فهم شما را نشان می دهد.
آیا دشمن اهل بیت یهود و کفار هستند یا اهل سنت؟؟
این شما و طرفداران جبهه اصلاحات هستید که مصداق اتم این روایتید، شما هستید که برای دوستی با یهود و کفار که به صریح آیه ی قرآن دشمن ترین دشمن ها نسبت به مسلمانان و نه تنها شیعیان هستند له له می زنید، بنابر این مصداق شیعیانی که با دشمنان اهل بیت دوستی می کنند شمائید که شبکه های تفرق افکن به اسم شیعه دارید ولی آب به آسیاب دشمن می ریزید و یهودی ها را فقط خوشحال می کنید.
آیا ندیدید که سنی ها محب اهل بیت اند و دوستار آنها، آیا فقه قاطبه اهل سنت را ندیده اید که محبت داشتن نسبت به اهل بیت پیامبر را وظیفه خود می دانند. لذا دوست داشتن اهل سنت دوست داشتن دشمنان اهل بیت نیست بلکه دوست داشتن محبین اهل بیت است. (ما داریم در مورد مردم اهل سنت صحبت می کنیم نه وهابی ها و ناصبی ها)

دومین مطلبی
که سطح فهم شما از روایات را نشان می دهد این است که فکر می کنید حتی ادرار شیعیان از همه ی عالم ولو انسان های نیک در مذاهب دیگر برتر است، اگر چنین باشد وقتی امام صادق با ملازمش در بازار می رفت و آن ملازم به غلامش که مسلمان نبود حرام زاده گفت (همین حرفی که شما به اهل سنت می زنید) چرا امام او را طرد کرد و تا آخر عمر با او سخن نگفت. و لذا با چنین تفکری شما نیز در نزد امام مطرود و بی ارزش هستید. کسی که برای دیگران هیچ ارزشی قائل نیست و برای یک شیعه آنقدر قداست قائل است که ادرارش را از همه بهتر می داند ولو آن شیعه احمق ترین انسان های زمین باشد. معلوم است که چنین حرف های خنده داری می زند.

سومین مطلبی که فهم شما نسبت به دین و بغض شما نسبت امام خمینی و خامنه ای را نشان می دهد این است که تقیه واجب، در صورتى است که بدون فایده مهمى جان انسان به خطر بیفتد، آیا فایده ای مهم تر از حفظ اصل دین که توسط پهلوی به خطر افتاده بود و تشکیل حکومت برای فراهم کردن شرایط ظهور حضرت مهدی سراغ دارید؛ خود امام خمینی درباره ی شکستن تقیه اش می گوید:

«گاهى وقت ها تقیه حرام است. آن وقتى که انسان دید که دین خدا در خطر است، نمى تواند تقیه کند، آن وقت باید هر چه بشود برود. تقیه در فروع است، در اصول نیست، تقیه براى حفظ دین است، جایى که دین در خطر بود، جاى تقیه نیست، جاى سکوت نیست». (صحیفه امام، ج 8، ص 11 ، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، چاپ چهارم، 1386ش.)

از اینجا و با توجه به کلام خودتان که معترفید یهودی ها دشمنیشان بر سر اصل دین است معلوم می شود که در مقابل آمریکا و انگلیس نباید تقیه کرد چون آنها اصل دین را هدف گرفته اند، اما آیا در مقابل اهل سنت این شرایط وجود دارد:
آیا عمر کشون و اظهار مرگ بر ضد ولایت علی ثمره ای و فایده ی مهمی جز کشته شدن شیعیان را دارد؟؟
آیا اهل سنت امروز به دنبال از بین بردن اصل دین اسلام هستند؟ حاشا و کلا از این همه فهم شما و شعورتان!!!!

پس معلوم شد امام خامنه ای و خمینی بر اساس قاعده تقیه رفتار کرده اند و لذا اگر شیعه ای در گوشه ای از دنیا کشته می شود خونش فقط به عهده ی دشمنان دین است نه کس دیگری، اما آقای دانشمند و امثال صادق شیرازی و شما آیا بر اساس قاعده تقیه رفتار می کنید؟؟؟؟ آیا برای خونهایی که در کارنامه تان نوشته شده دلیلی دارید؟؟؟


در کامت دیگری فرمودید خام نباش که خوب فرمودید و همه ی سعی ما بر همین خواهد بود  ان شاء الله
اما بنده هم یک توصیه به شما می کنم: برادر عزیز لطفا بی سواد نباش!!!
۱۲ آذر ۹۵ ، ۰۶:۵۵ سوره کوثر
سلام مومن. ایشون که یکبار فایل توبه و تکذیب داد بیرون. دوباره رفته باز اون ورا؟
پاسخ:
به نظرم توبه گرگ مرگه!
شوخی کردم
نه اون ورا نرفته ولی حرفهاش خیلی جاها برام قابل هضم نیست
عجب
خوشم میاد از شما که هنوز بحث رو شروع نکرده شروع به تهمت زدن می کنید
اولاً بنده به هیچ وجه خاندان شیرازی رو قبول ندارم و مقلد هیچکدوم از این مراجع فعلی هم نیستم و معتقدم شیرازی ها هم تقیه رو شکستن و مثل شما خون شیعیان به عهده اونها هم هست
اونا خون شیعیان داخلی و شما خون شیعیان یمن و عراق و سوریه و ...
ثانیاً تهمت بی سوادی که اگه یه مرجع تقلید هم به حکومت شما چیز بگه میشه بی سواد و اگه بی سوادترین افراد، حرف سیاسی و ولایت فقیه بزنن میشن اعلم علمای عصر...
بماند
امیدوارم صادقانه جواب بدید
تا حالا یک بار کتاب کافی (منظورم اصول و فروع و روضه هست) رو به طور کامل خوندید؟
تا حالا یک بار نهج البلاغه رو به طور کامل خوندید؟
تا حالا چند جلد وسائل الشیعه رو خوندید آقای باسواد؟
یقین دارم نخوندی چون میشناسمت دادا
برای همین نفهمیدی دوست و دشمن یعنی چی.
چون طبق تحلیل شما عمرسعد هم دوست اهلبیته چون برای سیدالشهدا گریه کرد
مشکل اینجاست که نخوندی امامت فرموده به خدا قسم دروغ میگه کسی که ادعای محبت ما رو داره و از دشمنان ما برائت نداره و صدها روایت دیگه که جزء اولین بدیهیات روایات ماست و شما ازش خبر ندارید...
سومین تهمتی که زدید اینکه گفتید ما میگیم اهل سنت حرام زاده هستند در حالیکه هرگز اینگونه نیست و اهلبیت به ما یاد دادند که هر گروهی برای خودش نکاح داره
ولی باز هم چون نخوندی نمیدونی ارزش یه شیعه چقدره و حیفم میاد روایاتش رو برات بگم چون افشای سرّ هست و شما هم که سریع منکر روایات میشید و ...
انشاء الله یه روز روزیت بشه وقتی یه دور کامل کافی و وسائل رو خوندی تازه می فهمی که یه چیزایی رو اشتباه فکر می کردی
سومین مطلبی که گفتی:
از روز اول اسلام و در زمان تمام ائمه دشمن می خواست دین رو نابود کنه اما چرا 10 امام قیام نکردن و فقط یک امام قیام کرد؟ مگه در زمان بقیه ائمه دشمن نمی خواست دین رو نابود کنه آقای با سواد؟
اتفاقا تقیه در مقابل دشمن هست دادا
در زمان اهلبیت هم خیلی ها می خواستن قیام کنن چون فکر میکردن دین داره نابود میشه اما اهلبیت جلوشون رو گرفتن و اجازه ندادن
باز هم مشکل اینجاست که نخوندی
البته نباید بخونی
چون هر کسی روایات رو بخونه نظرش عوض میشه
ای کاش روایات نهی از تشکیل حکومت رو با روایات ولایت فقیه مقایسه می کردی تا بفهمی از نظر سند و دلالت و کثرت، چقدر با هم فرق دارن...
یک دونه روایت صحیح السند درمورد ولایت فقیه نداریم اما از اون طرف ...
البته که عمل به روایت مهم نیست ، عمل به تشخیص برای شما مهمه
هر چی می فهمید باید عمل کنید نه هر چی امامتون گفته
حالا مثلا الان که حکومت تشکیل دادید دین رو حفظ کردید؟؟؟؟
پس معلومه که سرتو کردی تو برف و داری تو حیض و نفاس غوطه میخوری و عشق اصول شیخ انصاری رو داری
دانشگاهها تبدیل شده به زایشگاه
آمار جنینهای پیدا شده تو دستشویی های دانشگاه رو برو بخون
کاباره ها جمع شده اما خیابونهای شهرها شده کاباره و محل عرضه ناموس شیعه...
موسیقی که حرام بود حلال شد
ربا حرام بود حلال شد و بانکداری ربوی 4درصد در زمان شاه تبدیل شد به بانکداری اسلامی 30 درصد در زمان جمهوری اسلامی
شطرنج هم که نگاه کردن بهش مثل نگاه به فرج مادر میمونه حلال شد و با بیت المال فدراسیونش اداره میشه
حراج ناموس شیعه تو دبی و دیگر کشورها که خییییلی قدیمی شده
بحث اعتیاد و دزدی و ... هم که بماند
مشکل اینجاست که شما همه عالم رو بی سواد می دونید اقای با سواد...
باز هم بماند

پاسخ:
اگر به لحن و محتوای مطلبی که شما اول کار نوشتید توجه کنید می بینید که چه کسی تهمت زده است
به هر حال جز هوچی گری چیزی نمی بینم. و همانطور که می دانید هوچی گری جوابی علمی ندارد

فقط می توانم بگویم باسواد یا بی سواد بودن بنده و شما باشد به عهده ی خوانندگان
اما اینکه گفتید بنده را می شناسید :
یک چیز را خوب می دانم اگر تو من را خوب می شناسی پس من هم تو را می شناسم ، چون بنده فقط یک نفر را می شناسم که نامش اصغر است. اگر تو همان باشی بنده به خوبی از سطح و عمق سوادت باخبرم آقای اصغر خوان، نه تنها بنده که کل مجموعه ای که در آن بودیم.
اگر سواد داشتید همان موقع که رو در رو بودیم پاسخ می گفتید نه اینکه تا بنده و دوستان در جمع شما حاضر می شدند بحث هایتان را عوض می کردید. ظاهرا در موسسه .... که درس می خوانی خیلی پروبالت داده اند و آقای اصغر آقای اصغر به نافت بسته اند! (از شما بی خبر نیستم)
هوچی گری راه خوبی نیست سعی کن باسواد شوی و نقد علمی کنی!

البته در نامیمون بودن جمهوری اسلامی در یک مسئله با شما هم صدا و هم نظرم و معتقدم جمهوری اسلامی جرمی عظیم را مرتکب شده است. بزرگترین جرم جمهوری اسلامی این است که اجازه داده است در سایه ی آرام و امن این نظام و بدون ترس از کشته شدن به دست اهل سنت ،امثال شمائی که تفکر اخباری گری دارید رشد کنید و دوباره حوزه ها را به سمت قهقرا و نابودی بکشانید. لااقل به خاطر اینکه نسل امثال شما را زیاد کرده ایم از جمهوری اسلامی تشکر کنید.
همان رضا خان برای شما خوب بود که چکمه هایش را در حلقتان فرو کند. اگر بی عرضه اید و از این همه امکانات و شرایط نمی توانید استفاده کنید و اسلام را توسعه دهید گناهتان را به گردن حکومت نیاندازید.
دانشمند، بر خلاف اسمش متأسفانه احمق ترین آدمی هست که تا حالا تجربه اش کردم..
پاسخ:
.... ؟؟؟؟؟!!!!! بوف مخم ترکید از بس راجع به این آدم فکر کردم و به نتیجه نرسیدم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">