فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت چيست؟
فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر
فطرت انسانی چیز خاصی نیست که بشود آن را مثل قلب و کلیه و غیره به کسی نشان داد بلکه فطرت همان آفرینش خاص الهی است که فقط به انسان داده شده و به هیچ موجودی قبل از انسان داده نشده است.
این آفرینش چند ویژگی دارد:
1- برای اولین بار به انسان داده شده
2- دین الهی منطبق با آن است
3- هرگز از بین نمی رود ولی ممکن است زیر لجن زار گناه دفن شود
نویسندگان
آخرین مطالب
امام صادق (ع) از پدرش نقل ميكند كه فرمود: كسى كه در او حرص و ترس باشد ايمان ندارد و مؤمن، ترسو و حريص و بخيل نيست. الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1 ؛ ص131

ما به تیم مذاکره کننده ی خود اعتماد داریم آنها بچه  های خودی هستند!


مریض دلان بدانند ولایت یهود و نصاری نه!!!!!

در قرآن کریم آیات زیادی درباره قوم یهود و نصاری و خباثت های آنها بیان شده است. اما برخی از این آیات به افرادی که به یهود و نصاری تمایل دارند، اختصاص دارد. این آیات به بررسی و بیان رویکردها و مواضع و سخنان این گروه می پردازد. یکی از این آیات، آیه 52 سوره مائده است. خداوند در آیه قبل می فرمایند: ای مومنین، یهود و نصاری را سرپرست (ولی) خود نگیرید و اگر با آنها ارتباطی دارید این ارتباط نباید موجب سرپرستی آنها شود و به قول معروف نباید از موضع کدخدا منشی با شما ارتباط داشته باشند. این نوع ارتباط قطعا مردود است و طبق صریح آیه مورد رضایت الهی نیست.

حال اگر کسی بخواهد این آیه را به دوستی ترجمه کند وضع بدتر می شود چرا که هر رفتاری که دوستانه باشد را شامل می شود و چاره ای جز رفتار غیر دوستانه (نه لزوما خصمانه) با این قوم باقی نمی ماند. فلذا بهتر است معنای ولی را همان سرپرستی بگیریم تا حداقل بتوان با رعایت قاعده قرآن یعنی عدم تسلط و سرپرستی با این دو گروه روشن تر ارتباط برقرار کرد. چه در حالت خصم باشیم و چه صلح. آیه شریفه می فرماید:

* یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الْیهَُودَ وَ النَّصَارَى أَوْلِیَاءَ  بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ  وَ مَن یَتَوَلهَُّم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنهُْمْ  إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ(51)

هان اى کسانى که ایمان آوردید، یهود و نصارا را دوستان خود مگیرید که آنان دوست یکدیگرند و کسى که (از شما) آنان را دوست بدارد خود او نیز از ایشان است، چون خدا مردم ستمکار را به سوى حق هدایت نمی کند ( مائده/51)[1]

استدلال اهل رابطه با مستکبرین

اما در این بحث ما مهم نیست که معنی ولی را دوست بگیرید یا سرپرست بلکه آنچه مهم است استدلال کسانی است که می خواهند به هر بهانه ای با یهود و نصاری رابطه برقرار کنند. قرآن می فرماید این گروه که بیمار دل هستند و از سنخ کافرانند بهانه جویی می کنند تا با یهود ارتباط برقرار کنند. اینها به جای دل خوش بودن به وعده های الهی و ترس از خدا ، می گویند ما از اینکه یهود به ما آسیب برساند می ترسیم. اینها کدخدا هستند و اگر با کد خدا بد تا کنی تاوانش را می بینی.

فَتَرَى الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسارِعُونَ فیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشى‏ أَنْ تُصیبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلى‏ ما أَسَرُّوا فی‏ أَنْفُسِهِمْ نادِمینَ [2]

نشانه اینکه بعضى از مدعیان ایمان از سنخ همان کافرانند- این است که مى‏ بینى این بیماردلان به سوى یهود و نصارا مى‏ شتابند و مى‏ گویند: ما بیم آن داریم که بلا بر سر ما آید- غافل از اینکه چه بسا خداى تعالى از ناحیه خود فتحى آورده و امرى دیگر که خودش مى‏ داند پیش بیاورد، آن وقت است که این بیماردلان نسبت به آنچه در دل پنهان مى‏ داشتند پشیمان شوند.[3]

ممکن است کسی این فکر به ذهنش بیاید که تجارت یا ارتباط به هر نحوی اشکال دارد. اما بحث در این آیه ارتباط نیست. بلکه نحوه ی ارتباط است. ارتباط می تواند به عنوان یک ارتباط دوستانه یا همراه با پذیرش کدخدایی و ولایت یهود ونصارا و کفار باشد و یا نباشد. شما می توانید با آنها تجارت کنید  و رفت و آمد داشته باشید اما نه به این صورت که بگویید دنیا کدخدا می خواهد باید ولایت آنها را بپذیریم یا چون آنها دوستان ما هستند و یا چون آنها از نظر نظامی ما را تهدید می کنند. همه ی این موارد و موارد مشابه با همین یک آیه نفی می شود.

بشارت الهی

اما مورد جالبی که قلب من را آرام می کند قسمت آخر آیه است. خداوند می فرماید در این زمان که برخی مشغول ایجاد یک رابطه ی همراه با سلطه یا دوستی هستند. خداوند فتح و پیروزی را می رساند که به سبب این فتح آنها از کرده ی خود پشیمان می شوند و چهره ی مخفی این مریض دلان آشکار می شود. و مومنان می گویند:

وَ یَقُولُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ أَقْسَمُواْ بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمَانهِِمْ  إِنهَُّمْ لمََعَکُمْ  حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُواْ خَاسرِِینَ(53)

و آن وقت است که مؤمنین واقعى به این بیماردلان خواهند گفت: آیا این یهود و نصارا بودند که سوگندهاى غلیظ یاد کردند بر اینکه همواره با شما و یار و یاور شما خواهند بود؟ پس چرا امروز که عذاب الهى شما را گرفت یاریتان نکردند؟ آرى آن وقت بیماردلان می‏ فهمند که تلاشهایشان بى نتیجه مانده، در نتیجه شکست خورده و زیانکار مى‏ شوند.[4]

بعد نوشت:

گفتن این نکته ضروری است هر منافقی خائن نیست
بنده هم درجاتی از نفاق را ممکن است داشته باشم(روم نمیشه بگم حتما دارم) این به این معنی نیست که خائن هم هستم.
به عبارت دیگر یا به عبارت طلبگی رابطه مرض و نفاق رابطه ی عموم و خصوص مطلق است. و رابطه ی نفاق و خیانت هم همینطور.
یعنی هر منافقی مرض دارد. ولی هر مریضی منافق نیست. (ممکن است قصد دو رویی نداشته باشد بلکه فکرش اشتباه و مریض باشد)
و هر خائنی قطعا منافق هم هست اما هر منافقی حتما خائن نیست.
پس اگر واژه ها را در جای خودش به کار ببریم نمی توان نتیجه گرفت که مریض دلان حتما نفاق دارند دوم بر فرض درستی عبارت قبل نمی توان نتیجه گرفت هر منافقی خائن است.


[1] - ترجمه المیزان، ج‏5، ص: 602

[2] - مائده 52

[3] -  ترجمه المیزان، ج‏5، ص: 602

[4] - ترجمه المیزان، ج‏5، ص: 603


نظرات  (۸)

۲۹ تیر ۹۴ ، ۰۶:۳۱ خیالِ دست
آقا بالاخره تیم مذاکره‌کننده بچه‌های خودی هستند یا بیماردل؟
پاسخ:
بچه اند اما خودی اند باید حواسمان به بچه باشد خرابکاری نکند
سلام . عزم های سیاسی ات پربار آقا
پاسخ:
سلام
دیگه از این بیشتر بار بده فکر کنم یا بارم بره یا شاخم (شاخه ام)  بشکنه
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۰۹:۳۷ سامان سامنی

عرض ادب مجدد


براون و یول در کتاب Discourse analysis، تحلیل گفتمان را مطالعة زبان در حالت کاربردی تعریف کرده‌اند. شاید این تعریف کوتاه‌ترین و در عین حال جامع‌ترین تعریف دربارة گفتمان باشه. تحلیلگران گفتمان مطالعة زبانِ گفتاری، نوشتاری و حتی ژست‌ها و حرکات ایما و اشاره با در نظر گرفتن روابط قدرت، فرهنگ، تاریخ و از همه مهمتر فرهنگ را تحلیل گفتمان می‌دانند.
اما طبق نظر فرکلاف مشروعیت در گفتمان به واسطة قدرت پشت گفمان کسب می‌شود. برای رسیدن به قدرت پشت گفتمان هم باید گفتمان از اقتدار برخوردار باشه. اقتدار در گفتمان رو هم وبر به سه دسته تقسیم می‌کنه:
1- اقتدار سنتی
2- اقتدار کاریزماتیکی
3- اقتدار قانونی
زمانی که فرد از اقتدار برخوردار باشه قطعاً و یقیناً از مشروعیت و به واسطة اون تثبیت معنا هم برخوردار خواهد بود.

پاسخ:
بابت توضیحات تشکر
به نظر می رسد نتیجه ای که گرفتیم اشتباه نباشد. همانطور که در تعریف بالا هم آمده حالت کاربردی خود نشان از شیوع و رواج دارد. البته اگر بگوییم منظور حالت کاربردی بودن است. یعنی نگاه به این وجه است که باید کلام کاربردی باشد. اما اگر منظور حالت کاربردی شدن باشد نگاه به وجهه شیوع و رواج آن است.
البته از اطلاق تعریف می توان نتیجه گرفت که به هر دو سمت نظر دارد. یعنی زبان در حالت شیوع و رواج و کاربردی بودن. به عبارت دیگر گفتمان باید حداقل 2 خصلت داشته باشد. 1- شیوع و رواج 2- کاربردی بودن
که البته به قول علما می تواند این ویژگی در لفظ به صورت گفتار یا نوشتار و یا فعل بهه صورت ژست ، ایما و اشاره و ... بروز پیدا کند.
بنابر این استفاده از گفتمان در حالتی که قدرتی آن را رواج داده و کاربردی کرده است صحیح تر به نظر می رسد و تا قبل از آن هنوز گفتمانی در کار نیست.
والله اعلم
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۰۸ سامان سامنی
خواهش میکنم جناب زلفی.
جناب زلفی عزیز در واقع دیدگاه‌های شما درسته و بنده ردشون نکردم.
اما فقط یه خلط مبحث به وجود اومده و اونم اینه که تحلیل گفتمان در دو حوزه بررسی میشه، تحلیل گفتمان و تحلیل گفتمان سیاسی. فرمایشات شما در مورد تحلیل گفتمان مربوط به حوزة سیاست هست اما زبان‌شناسان سعی دارند از تحلیل واژه‌ها و عباراتی که اصحاب قدرت به کار می‌برند برای پی بردن به گفتمان سیاسی مدنظر آنها استفاده کنند. نشانه یا sign که در مفاهیم سوسوری ذکر شده در واقع کاربرد به سزایی در تحلیل گفتمان‌های سیاسی دارد. نشانه‌ای که لاکلا و موفه از سوسور به عاریت گرفته‌اند می‌تونه یک رنگ خاص مثل قرمز، بنفش و ...، یک شی مثل گل رز و ... و یا حتی یک صورت اشاره‌ای مثل V به نشانة پیروزی باشه.

راستی بنده کتابی با عنوان درآمدی بر تحلیل گفتمان نوشتم که به امید خدا به زودی در انتشارات علمی کاربردی چاپ میشه. خوشحال میشم مطالعه و نقد بفرمایید
پاسخ:
از نظر مباحث حوزوی زمانی که از لفظی به صورت مطلق بحث می شود. اگر مقید شود تمام مفاهیم تعریف شده را دارد به جز قیدی که خارج شده. مثلا اگر بگوییم خانه ، این خانه هر رنگ شکل طرح جنس اندازه و مکان و زمان و .... را در بردارد و به اصطلاح مطلق است. زمانی که بگوییم خانه ی آبی این خانه از یک جهت مقید و از بقیه جهات مطلق است. یعنی همچنان هر شکل طرح جنس اندازه و مکان و زمان و .... را در بردارداما نمی تواند هر رنگی را در بر داشته باشد. در واقع تعریف محدود شد نه اینکه عوض شد و به چیز دیگری اشاره کرد.
به نظر می رسد در گفتمان هر تعریفی ارائه بدهید. همان تعریف در گفتمان سیاسی یا اجتماعی یا اقتصادی وجود دارد منتها  دایره ی آن محدود به سیاست اجتماع یا اقتصاد می شود. به عبارت دیگر همان شیوع و کاربرد مورد نظر در گفتمان وجود دارد منتها این شیوع و کاربرد در حوزه ی سیاست یا اقتصاد مطرح است. یعنی شما باید به دنبال علل شیوع و رواج و کاربرد آن در سیاست اقتصاد یا ... باشید.
اما در تحلیل گفتمان دیگر کاری به حوزه کاربرد زبان که اقتصاد یا سیاست یا ... است نداریم و به صورت مطلق علل شیوع آن را و دلایل کاربردی بودن آن را به نقد می کشیم.
(البته این صحبت های یک حوزی است با توجه به مبحث الفاظ که در علم اصول خوانده ایم و قطعا شما به عنوان یک متخصص در زبان شناسی به دقایق بیشتری توجه دارید که ما از غافل هستیم)
والله اعلم

ان شاء الله اگر بدستم برسد و فرصت کنم در مطالعه کوتاهی نخواهم کرد.
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۹ سامان سامنی

جناب زلفی از دورة دبیرستان خیلی علاقمند شدم حداقل برای یه دورة کوتاه به صورت مجازی هم که شده بتونم حوزة علمیه تحصیل کنم، به نظرم حوزه به مراتب علمی‌تر از دانشگاه است.

ان‌شا‌ء‌اله آشنایی با شما بتونه گره‌گشایی بکنه

پاسخ:
اگر کمکی از  دستم بر بیاید حتما انجام خواهم داد.
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۹ سامان سامنی

سلام جناب زلفی.

ممنونم از لطف‌تون. به محضی که یه کم تونستم کارام رو به فرجام برسونم حتما مزاحم‌تون میشم


۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۳۷ سامان سامنی

جناب زلفی در همون قسمت گفت‌‌وگوی بین خودمون از اینکه وقت میذارید و مطالب رو میخونید ازتون تشکر کردم. به شخصه از مباحثه خیلی لذت میبرم ولی متأسفانه دانشگاه اصلاً علمی نیست و فقط مدرک محور شده. امیدورام علم اصول رو بتونم یه مقداریش رو در حوزه بخونم. هر چند میدونم هوش و استعدادش رو ندارم.


باز هم ازتون ممنونم 

پاسخ:
اگر قم باشید شاید بتونم کمکتون کنم و بخشی از اصول رو با هم مباحثه کنیم
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۴۱ سامان سامنی

راستی در مطلب «چندصدایی باختین و تحلیل گفتمان» دریافت خودم رو از نظرات شما نوشتم.

هر چند میدونم ناقصه ولی خب در حد بضاعت علمی پایینه خودمه

پاسخ:
لطف کردید
حتما مراجعه می کنم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی