فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت چيست؟
فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر
فطرت انسانی چیز خاصی نیست که بشود آن را مثل قلب و کلیه و غیره به کسی نشان داد بلکه فطرت همان آفرینش خاص الهی است که فقط به انسان داده شده و به هیچ موجودی قبل از انسان داده نشده است.
این آفرینش چند ویژگی دارد:
1- برای اولین بار به انسان داده شده
2- دین الهی منطبق با آن است
3- هرگز از بین نمی رود ولی ممکن است زیر لجن زار گناه دفن شود
نویسندگان
آخرین مطالب
امام صادق (ع) از پدرش نقل ميكند كه فرمود: كسى كه در او حرص و ترس باشد ايمان ندارد و مؤمن، ترسو و حريص و بخيل نيست. الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1 ؛ ص131

«بسم الله الرحمن الرحیم

حضور برادران ارجمند جناب آقای مهندس میرحسین موسوی
و حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی کروبی (وفقهما الله لطاعته)

سلام علیکم

بنده فکر می‌کنم که باور شما در آنچه می‌کنید خدمت به اسلام و انسانیت در راه آزادی و کرامت انسانی است.
آنکه در زاهدان با عملیات انتحاری، مرحوم سردار شوشتری و چهل همرزمش را شهید کرد و شصت نفر از ایشان را مجروح نمود نیز قصدش جز خدمت به اسلام و مسلمین و نیل به درجات عالیه در بهشت برین چیز دیگری نبوده است.
دعوت مردم به آمدن در خیابان میوه‌ایست که در دامن آمریکا و اسرائیل افتاده و با اصرار بر مشی گذشته باز هم خواهد افتاد. آنچه در مصر و اخیرا در اوکراین واقع شد نمونه روشن آن است.
لطف خدا بود که قضیه جمع شد. در انجیل برنابا آمده است که عیسی بن مریم علیه‌السلام ابلیس را تبلیغ نمود که توبه کند ابلیس پرسید چگونه توبه کنم و عیسی نیز از خداوند پرسید و خداوند فرمود:
یک کلمه بگوید بد کردم پشیمانم. عیسی(ع) مطلب را به اطلاع ابلیس رساند و ابلیس در پاسخ گفت چرا من بگویم! چرا خدا نگوید بد کردم پشیمانم!!
برادران! در پرونده شما خدمات بزرگی به اسلام و انقلاب را می‌توان مشاهده کرد. اگر این خوبی را بر خوبی‌های دیگر خود بیفزائید که: «وما ابری ء نفسی ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربی ان ربی غفور رحیم» چه اشکال دارد؟!
شما که همواره گفته‌اید و می‌گوئید: «الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابداً » و سال‌هاست می‌گوید: «الهی لاتردنی الی سوء استنقذتنی منه ابدا» و با خداوند مناجات می‌کنید که «الهی لا تسلبنی صالح ما انعمت به علیّ ابدا» و آرزومندید که مصداق این آیه باشید که: «یاأیها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله ولو علی أنفسکم»؛ بیائید با عمل به لوازم این نیایش‌های خالصانه، این افتخار بزرگ را برای خود در دنیا و عقبی حفظ فرمایید.
امام راحل وقتی مصلحت اسلام و انقلاب و مردم را در قبول قطعنامه دید، فرمود: من بودم که گفتم تا آخرین نفر و تا آخرین قطره خون خواهیم جنگید، امروز می‌گویم صلح با صدام را می‌پذیرم و این صلح تاکتیکی نیست. من این جام کشنده‌تر از زهر را سر می‌کشم و مسئولیت این کار را شخصا قبول می‌کنم.
دیدید حرمت امام در بین مردم بیش از پیش شد چون مردم طرفدار مظلوم هستند و چون امام را مظلوم دیدند محبوبشان شد.
شما می‌فرمودید انتخابات باید منحل شود، در جواب گفتند: «هرچه که قانون انتخابات بگوید» و این کار را به عهده هرکس که گذاشتند شما نپذیرفتید! و به مردم گفتید از آرائتان دفاع کنید! و به خیابان‌ها بریزید!
مگر خداوند باری تعالی نفرمود: «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ». آیا به خیابان کشاندن مردم تفرق نبود؟! یا به خیابان آمدن اعتصام به حبل‌الله بود؟!
در بیست و دوم بهمن پنجاه و هفت امام به مردم گفت به خیابان‌ها بیایید و حکومت نظامی شاه را برچینید و مردمِ آنروز، به خیابان آمدن را اعتصام به حبل‌الله دیدند. لذا همگی آمدند و انقلاب پیروز شد.
وقتی پس از انتخابات ۸۸ مردم را به آمدن در خیابان‌ها دعوت کردید نه شما در موضع امام راحل بودید و نه نظام در جایگاه شاه و ساواک و آمریکا و اسرائیل!!
شما در موضع رقابت انتخاباتی بودید و می‌خواستید برنده میدان باشید و نظام در موضع اجرای مو به موی قانون اساسی بود و آمریکا و اسرائیل در مقابل نظام بودند همانگونه که در مقابل امام نیز بودند.
آمریکا و اسرائیل در موضع ابطال انتخابات بودند همانگونه که در بیست و دوم بهمن پنجاه و هفت در موضع حفظ رژیم ستم‌شاهی بودند.
خیلی‌ها با پافشاری بر امر باطلی از دنیا رفتند و حتی بعد از مرگشان هم تاکنون خوشنام مانده‌اند و شاید مردمی هم آرزو دارند در قیامت همنشین اینان باشند اما چیزی جز جایگاه عذاب نصیب ایشان نخواهد بود.
شما این مطلب را با جان و دل قبول دارید. باید از این محبوبیت‌های پس از مرگ ولو چندین هزار ساله به خدا پناه برد!!
امام همیشه می‌فرمود وقتی پای انجام وظیفه به میان بیاید، من با مردم کار ندارم من با تاریخ کار ندارم من بین خود و خدای خود تعهدی دارم که بدان عمل می‌کنم.
گروهی، مردم را به خیابان‌ها کشاندند و نظام برای حفظ مصلحت، ایشان را محاکمه نکرد؛ گرچه کارشان را به شدت محکوم کرد. حال اگر نظام حرف خود را پس بگیرد تا آن‌ها قهرمان شوند، پس از این، نظام نسبت به موارد مشابه جز آنکه سر تسلیم فرود آورد چه می‌تواند بکند؟!

نظام ناچار است در موضع «اِن عُدتم عُدناِ باشد خداوند هم می‌فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم». تسلیم شدن نظام در برابر زور و عقب‌نشینی، نظام را به راشیتیسم سیاسی یا نرمی استخوان سیاسی می‌کشاند. رفع حصر خانگی در شرائط اصرار بر مواضع قبلی عیناً مانند قبول ابطال انتخابات بدون مجوز قانونی است و معنی آن این است که نظام حکم به نفی خود نموده است و از هیچ نظامی نمی‌توان چنین انتظاری را طلب کرد.
با اصرار شما، فتنه انتخابات ۸۸ آتش زیر خاکستر خواهد ماند و نظام نسبت به آن نمی‌تواند بی‌تفاوت بماند. جمع شدن فتنه، خاموش شدن مشعل است و خاموش شدن مشعل، غیر از خاموشی شمعک است. پذیرش خطا از طرف شما، شمعک را خاموش خواهد کرد.
اجانب مُصرّند که این شمعک روشن بماند تا در زمان مقتضی مشعل را با آن روشن کنند. اصرار شما همان روشن نگه داشتن شمعک است و پذیرش خطا، خاموش کردن آن؛ اینک این کار بزرگ فقط و فقط از دست شما بر می آید؛ پس از اجر عظیم آن نیز غافل نشوید.
اجانب درصدد آنند که آن‌چه با صدام کردند با شما هم تکرار کنند. تا صدام سر کار بود همه آتش‌ها را به او افروختند و وقتی دستگیر شد محاکمه‌اش کردند و در نهایت حلق‌آویز شد و امروز نیز از مرگش کمتر از حیاتش بهره نمی‌برند. عراق روزمره قربانی می‌گیرد و عاملین نیز امامی جز صدام ندارند.
اجانب به پس از مرگ شما می‌اندیشند که بیش از زمان حیاتتان از شما بهره‌ها ببرند شما به چنین کاری راضی نشوید. عدم تمکین به قانون کار خوبی نبود. کشاندن مردم به خیابان‌ها درست نبود! بهتر آن بود که مردم را به آرامش دعوت می‌کردید و به مردم می‌گفتید نافرمانی نکنید تا از طرق قانونی به حقوق خود و شما دست یابیم. در این صورت مردم آرام می‌شدند و شما فرصت پیدا می‌کردید تا در آرامش حقیقت را کشف کنید.
ملاحظه فرمودید که طرف مقابل شما سال‌ها به سفرهای استانی خود و با کارهایی که انجام داده و شیوه تبلیغاتی خود توانسته رای مردم را بدست آورد، لذا بحث بر سر شیوه تبلیغات به غیر از بحث بر سر جابه‌جا کردن میلیونی آراست!!
عزیزان! تبعیت از حجت باطنی عقل، همان تبعیت از خداوند متعال است و مخالفت با حجت باطنی، مخالفت با خداست.
«من اصلحما بینه وبین ربه اصلح الله ما بینه وبین خلقه» خداوند باری تعالی که ابتدای عمر شریفتان را نورانی قرار داده انتهای آن را نیز نورانی قرار دهد.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
محی‌الدین حائری شیرازی
31 فروردین 1393

میثم علی زلفی

نظرات  (۴)

۳۰ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۲۱ فرناز فرزان
من که فکر نمی کنم در باور اونا خدمت به اسلام باشه! خدمت به آمریکا و متعاقبش به خودشون چرا! اینا هر کاری می کنن برای برگشتن به دوران طلاییشونه. این که دوباره ثروت و قدرت تحت اختیارشون باشه. 
پاسخ:
بالاخره هر چی در باورشون باشه باید بفهمند که شمعک را باید خاموش کنند و مثل آدم رفتار کنند. خاص بودن همیشه منجر به رستگاری انسان نمی شود
سلام اوس میثم
خوبید؟
چند وقته توفیق اومدن اینجا دست نداده بود. گفتیم عرض ادبی کرده باشیم.
یاعلی
پاسخ:
سلام
الحمدلله شما خوبید؟
تشکر از وقتی که گذاشتید. خشحالمون کردید
یا حق
۰۲ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۵۱ علی اسمعیلی
درود بر این مرد بصیر تشکر از شما
پاسخ:
تشکر از حضور شما
نرود میخ آهنین فرو در سنگ...
پاسخ:
می رود ولی یا آن را می شکند یا در دلش نفوذ می کند

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی