فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت چيست؟
فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر
فطرت انسانی چیز خاصی نیست که بشود آن را مثل قلب و کلیه و غیره به کسی نشان داد بلکه فطرت همان آفرینش خاص الهی است که فقط به انسان داده شده و به هیچ موجودی قبل از انسان داده نشده است.
این آفرینش چند ویژگی دارد:
1- برای اولین بار به انسان داده شده
2- دین الهی منطبق با آن است
3- هرگز از بین نمی رود ولی ممکن است زیر لجن زار گناه دفن شود
نویسندگان
آخرین مطالب
امام صادق (ع) از پدرش نقل ميكند كه فرمود: كسى كه در او حرص و ترس باشد ايمان ندارد و مؤمن، ترسو و حريص و بخيل نيست. الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1 ؛ ص131

یا رسول الله آنقدر گذشت را نشانمان داده ای که دشمنانت فکر می کنند نمی توانیم دهانشان را خرد کنیم. اما باز همراه اعتراضمان به این هتاکی ها صبر خواهیم کرد تا او بیاید و در آن موقع تنها کاری که نخواهیم کرد صبر است. (اللهم عجل لولیک الفرج)

نظرات  (۲۳)

صدری که ز هرچه بود برتر او بود

مقصود ز اعراض و ز جوهر او بود

آنجا که میان آب و گل بود آدم

در عالم جان و دل، پیامبر او بود


صاحب نظری که هیچ افکنده نبود

تا از نظر شفاعتش زنده نبود

سلطان دو کون وبندهٔ خاصِ حق اوست

آن بنده که خواجهتر از او، بنده نبود
پاسخ:
لبیک یا رسول الله
اللهم صلی علی محمد و آل محمد
ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را رفیق و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
پاسخ:
لبیک یا رسول الله
اللهم صلی علی محمد و آل محمد
۰۱ بهمن ۹۳ ، ۰۰:۳۷ صــــــــــــراط
سلام

تن ندادن دختران به خواسته‎‌های نامشروع پسران به روزم


 موفق باشید

سلام. مقاله ای که برای دانلود گذاشته اید کجاست؟ منظور همان فطرت محجوب است؟


پاسخ:
خیر آن مقاله ربطی به موضوع گفتگوی ما ندارد

بررسی حل تعارض آیات ذکرِ ناظر به آرامش


۱۹ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۴۸ یا مهدی(عجل الله)
وااای عااااالی بود متنتون
خداقوت
پاسخ:
شكر
۳۰ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۳۴ پرستوی مهاجر
سلام
منتظر حضوریم
«نظام فکری که بر اساس یک نگاه توحیدی تشکیل می شود نیاز های خود را می طلبد و هر نیازی علم متناسب با خودش را تولید می کند.
در جهان فعلی سه نظام فکری را می توان تصور کرد 1- اصالت فرد (جامعه ی آمریکا) 2- اصالت اجتماع (شوروی سابق - چین) 3 اصالت الله (یا توحید) (مثال نمی زنم تا درگیر مثال نشویم)»

اصالت توحید اجرائی شدنی نیست، اصالت توحید به قرائت ما هیییی شاید!!
و بترس از روزی که مجری این نظام فکری اصالت توحیدی طالب و داعش و ... شوند!!
من از این تفکرات میترسم خیلی هم میترسم.
پاسخ:
ما هم از تفكرات مثل داعش و طالبان و آمريكا و ... مي ترسيم. اينها كه تفكر اصالت توحيد نيست.
اصالت توحيد به معني اصل بودن توحيد و وحدانيت است نه نفي ما بقي انديشه ها و افراد.
در طول تاريخ حتي يك بار پيدا نمي كنيد كه تفكر شيعه به اهل سنت هجوم برده باشد و سر بريده باشد و كشتار كرده باشد. بنابر اين قطعا اگر منظور از اصالت توحيدآن باشد كه خليفه دوم (عمر) ارائه كرده. ما اين تفكر را اصالت توحيد نمي دانيم بلكه اين را آخر اصالت فرد مي دانيم كه ريشه در نگاه يهود دارد.
ما هم در اين ترس با شما همدردي مي كنيم.
منتظر طرح اشكال به نظر هستم
اگر مايليد مي توانم يك پست با رمز براي مباحثه قرار دهم تا شما هر سوال و اشكالي كه خواستيد وارد كنيد. از خود خدا گرفته تا بقيه....
اگر مايليد مي توانم يك پست با رمز براي مباحثه قرار دهم تا شما هر سوال و اشكالي كه خواستيد وارد كنيد. از خود خدا گرفته تا بق

یعنی همه سوالات منو می تونید جواب بدید؟

پاسخ:
خير!
بنده هرگز ادعاي عالم بودن يا به قول علماء (سلوني قبل ان تفقدوني ) ندارم. منظورم اين بود كه آمادگي  بحث را دارم. نهايتا اگر نمي دانستم با كمي تاخير و سوال و جواب از ديگران، جواب شما را مي نويسم.
وظيفه ي بنده پاسخ نسبت به شبهات ديني است.
منتها اگر دوست داريد فعلا روي همين بحث سابق متمركز شويم. اگر نياز به مباحث پايه اي تر بود به سراغ بحث در رابطه با آن مي رويم!

تذكر: يادتان باشد گفتم مباحثه!
مباحثه امري است دو طرفه كه هر دو طرف از هم چيز ياد مي گيرند نه اينكه يك نفر فقط مي پرسد و ديگري جواب مي دهدمثل رابطه استاد و شاگردي!

شبهات دینی حوزه وسیعی را می توواند در بر بگیرد؛ مباحث جامعه شناختی دین، مباحث روانشناختی دین، مباحث اعتقادی، فقهی، حدیثی، قرآن پژوهی، تاریخ اسلام، تاریخ تشیع، عرفان اسلامی و تاریخ آن، عرفان شیعه و تاریخ آن، اخلاق اسلامی و شیعی و تاریخ های آنها  و زیرشاخه های بسیار فراوان هر یک.

من بحثم با شما از یک مساله مربوط به نظام سیاسی - اجتماعی اسلام شروع شد شما پاسخش را دادید و این یعنی تخصص در این زمینه دارید بعد اعلام آمادگی کردید شبهه اعتقادی در باب خدا هم داشته باشم جواب خواهدید داد و این یعنی متخصص کلام و فلسفه دین هم هستید.
با عرض پوزش فراوان فروان میشه بپرسم شما چند سالتونه؟
چی خوندید؟ کجا خوندید؟ چه آثاری دارید؟
به من حق بدید این سوالاتو بپرسم چون عقل حکم می کند در رجوع به متخصص باید تحقیق کرد.
پاسخ:

چون سوال كرديد بدانيد
دانشگاه كامپيوتر خوندم و ليسانس كامپيوتر دارم. و در حوزه يكي دو تا از برنامه هاي حوزه رو براشون نوشتم. فيش تبليغ و پژوهش آخرين كار ما و دوستان است.
در حوزه تخصصي تبيلغ و سخنراني خوانده ام اما در كنار آن خودم كلام اسلامي و كتب بسياري از كلامي ها را مطالعه كرده ام. مطالعه بنده در بحث كلام از زمان دانشگاه بود و ادامه آن با ورود به حوزه و آشنا شدن با برخي اساتيد تكميل شد.
 الآن دارم در حوزه در رشته فقه و اصول به صورت تخصصي ادامه تحصيل مي دهم.
15 جزء از قرآن را حفظ هستم.
در دانشگاه و بعد از آن در حوزه بخش هاي مهمي از الميزان و ساير كتب تفسيري را بنابر شان نزول و مباحثاتي كه انجام مي دادم مطالعه كرده ام.
و ....

در ضمن:
1-  قرار نبود رابطه استاد و شاگردي اينجا برقرار بشه! قرار شد مباحثه اي در بگيرد.
2- بنده ادعا نكردم همه چيز را مي دانم. گفتم پاسخگو هستم. يعني جواب را برايتان پيدا مي كنم اگر خودم نتوانم مستقيم جوابگو باشم.

طنز نوشته:حالا شما مي شه خودتون رو معرفي كنيد آخه بايد به بنده حق بديد به عنوان يك طبيب بدونم چند سالتونه كجايي هستيد چي خونديد چه كار مي كنيد به كيا بيشتر علاقه داريد چه كتاب هايي رو بيشتر دوست داريد چپي هستيد راستي هستيد چه آثاري داريد چه موسيقي بيشتر دوست داريد. چرا وبلاگ مي خونيد!
مخصوصا در مورد سوال آخر به من حق بديد چون كمتر آدم عاقلي وبلاگ مي نويسه و مي خونه!

فرمود: انظر الي ما قال و لا تنظر الي من قال
من بیست و سه سال است که دارم کلام قدیم و جدید، فلسفه دین، منطق، حکمت متعالیه، فقه و اصول و تفسیر می خونم، تمام آثار آیت الله مصباح، بخش زیادی از آثار شهید مطهری، بخش زیادی از آثار علامه و بخش زیادی از آثار روشنفکران دینی را مطالعه کرده ام و پس از طی این فرایند به این نتیجه رسیدم اصالت توحید خطرناک است و پاسخ شما قانعم نکرد.
پاسخ:
اون وقت اينها رو كه خونديد به نظرتون فهميديد يا نفهميديد؟ به نظر كانت كه فهم بشري وجود ندارد.
اميدوارم موفق باشيد و همه ي ما عاقبت بخير بشيم.
البته با وجود اينكه ما 23 سال پيش حوزه ي خواهران نداشتيم بنده نمي دونم شما فقه و اصول رو چطور خونديد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اميدوارم منظورتان فقه و اصول دانشگاه نباشد!!!!
من فهم خودمو دارم ، فهمی مبتنی بر ابزاری که خدا در اختیارم گذاشته؛ همین عقل و حسی که همه داریم. ادعای فهم عاری از خطا ندارم، شما هم نمی تونید داشته باشید، کانت و هگل هم نداشتند ، علامه ها و متالهان ما هم نمی توانند داشته باشند و دقیقن برای همین نمیتوانم مثل شما اینقدر مطمان و حق به جانب پاسخ بدم. نمی توانم مثل شما بپذیرم این به اصطلاح شبهات دینی همه پاسخ های آماده دارند و می توان با رجوع به فلان استاد پاسخ را بدست آورد.
من فوق فوقش می توانم بگویم فهم من این است نه اینکه حقیقت الا و لابد این است.
و خدا هم تکلیف فراتز از توانم بر من بار نمی کند. خلاصه!!
بزرگوار!! این لحن تحقیر آمیزتان برایم معنی ندارد.
کمی در اطلاعات تاریخی تان تجدید نظر بفرمایید حوزه خواهران طول عمرش بیشتر میشود. 
پاسخ:
چشم حتما تجديد نظر مي كنم و چند سالي به عمر اين پديده ي نو ظهور حوزه ي خواهران كه چند سالي است طبق فرمايش رهبري در شهر قم، تاسيس شده است اضافه مي كنم.
برای دفاع از دین و آموزه های آن صرفن نیت دفاع کافی نیست باید صلاحیتش هم پیدا شود و بخشی از این صلاحیت قدرت توجه به اندازه مخاطب است؛ نباید در جهان امروز که تعلیمات عمومی عالی افزایش پیدا کرده مخاطب مان را دست کم بگیریم و با ادعاهای بزرگ با او مواجه شویم که اگر چنین نکنیم بزرگترین مانع اعتماد مخاطب را خود با دستانمان ساخته ایم.

پاسخ:
شما بنابر مباني اي كه داريد توانايي شناخت و قضاوت نسبت به ديگران را نداريد. اگر صلاحيت را در كسي نمي بينيد اين نظر شخصي شماست.
بنده وبلاگم را محلي براي بحث براي افزايش معلومات خودم قرار داده ام اگر شما به دنبال استاد و بزرگ براي درمان مي گرديد اشتباه امده ايد بنده از اول گفتم دنبال هم بحث مي گردم. اگر شما خيلي بزرگيد. ببخشيد كه بزرگيتان را نديدم. اما بنده از شما نخواستم بياييد بنده را سين جيم كنيد، گفتم اگر اشكالي در حرفم ديديد بگوييد تا بر سر آن حرف بزينم و بحث كنيم.
محكم حرف زدن دليل بر داناي مطلق بودن نيست دليل بر باور يك دليل است. اگر شما اشكالي داريد بايد اين باور را بهم بزنيد. احتمالا بعد از 23 سال بايد اين مطلب را فهميده باشيد. نه اينكه شخص را به خاطر داشتن چنين باوري مذمت كنيد. اين مذمت ها خارج از فضاي علمي و مباحثه است.
همانطور كه شما باور داريد كه تفكر توحيدي خطرناك است. يك نفر هم باور دارد كه خطرناك نيست. فحش دادن كاري پيش نمي برد. فقط علميت آدم را زير سوال مي برد. و اعتماد طرف مقابل را از بين مي برد.
1- من دنبال استاد و بزرگ نمی گردم به اندازه کافی استاد دور و برم هست و  اصلن به یک جهت تکیه زیاد بر استاد و بزرگ را خطرآفرین می دونم از این جهت که این پتانسیل را دارد که تفکرت را تنبل و متکی بر غیر و اهل تقلید بسازد.
2- تمام کامنت های من کلی هستند و نظری به شخص شما ندارم. بنده فضای بحثی که بینمان حس میشد را نقد کردم.
3- من مجددن کامنت هامو به دقت خواندم راستش نفهمیدم کجا فحش دادم. اگر این برداشت از نوشته هام میشه بشدت عذر خواهم و شرمنده.
4- با محکم حرف زدن شما و امثال شما مشکلی ندارم ولی اگر شما یا هرکسی بخواهد به من این طور القا کند که تو هم باید محکم باشی و این مباحث تشکیکی نیست و ان قلت های همه به این مباحث کشک اند این برخورد برایم قابل پذیرش نیست و من این را از گفته های شما برداشت کردم و اگر می گویید برداشتم اشتباه بوده عدر میخوام.
5- تاریخ حوزه علمیه خواهران در مشهد را بررسی بفرمایید یک مکتب نرجس بیش از نیم دهه سن دارد، مکتب اسلام شناسی بانوان و ...بماند. بله اگر منظورتان از تاسیس حوزه، دیسیبلین جدید آن تحت نظر شورای مدیریت حوزه های علمیه است این جدید اتقاق افتاده.
6- از نوشته تان چنین برداشت میشود که تحصیل علوم اسلامی در دانشگاهها را خیلی جدی نمی گیرد به نسبت به تحصیلشان در حوزه، نظرتان محترم ولی من معتقدم دانش پژوهان این رشته ها در دانشگاه نگاه تحقیقی و علمی شان قوی تر است و برای برداشتم استدلال دارم که جایش اینجا نیست.
7- اگر اشاره ای به تحصیلاتم داشتم برای فخر فروشی  نبود که نه حوصله و نه انگیزه اش نیست و  اگر هم بود اظهار فضل با نام مستعار نقض غرض بود بلکه به این جهت این اشاره را داشتم که بگویم این ادبیات«هر سوال و اشكالي كه خواستيد وارد كنيد. از خود خدا گرفته تا بقيه....» در جهان امروز و بدون شناخت مخاطب جای ندارد. این برخورد در پس خود یک پیش فرض بنظرم قابل بحث دارد؛ ساده پنداشتن مسائل!!
پاسخ:
1- بنده هم در دانشگاه درس خوانده ام هم حوزه، اصلا فضاي تحصيلي حوزه قابل مقايسه با دانشگاه نيست. از نظر شدت فهم و دقت نظر و امثال اين چيز ها. البته قبول دارم در مباحث تحقيقي وعلمي شايد ضعيف تر به نظر برسد اما مسئولين نظرشان اين است كه زود دست به قلم شدن در علوم حوزه آفت هايي دارد.
2- اينكه فرموديد تفكر اصالت توحيد تفكر داعش و طالبانيسم و .. است در حالي كه بنده اين نظريه را مطرح كرده ام به نظرتان دعا در حق بنده كرديد.
3- آيا به نظرتان 5 سال و 10 سال  مي تواند عدد قابل قبولي در مقابل 1000 سال سابقه حوزه باشد؟ تقريبا تمام خانواده ي دوستان بنده حوزه تحصيل مي كنند با اين وضعي كه اينها درس مي خوانند بعيد مي دانم تا 100 سال ديگر كسي مثل خانم مجتهده ي امين از حوزه ي خواهران بيرون بيايد. به هر حال منظورم اين بود كه خواندن فقط مهم نيست مدرك داشتن فقط مهم نيست. مهم اين است كه چه مقدار از مطالب را درست فهميديم.
بنده قصد جسارت نداشتم اما تاكنون خانمي را نديده ام كه در فقه و اصول ممتاز باشد و درك درستي از دايره ي فقه بدست اورده باشد. نه اينكه آنها ناتوان باشند بلكه سيستم علوم انساني ما براي خواهران بسيار ناكار امد است.

به هر حال واقعا از نصايح خير خواهانه شما تشكر مي كنم.
از حوصله ای که بخرج دادید متشکرم.

پاسخ:
خواهش مي كنم
«اينكه فرموديد تفكر اصالت توحيد تفكر داعش و طالبانيسم و .. است در حالي كه بنده اين نظريه را مطرح كرده ام به نظرتان دعا در حق بنده كرديد.»

خیلی واضح است که نه دعاست نه فحش بلکه صرفن یک اظهار نظر است! چرا فکر می کنید این فحش است؟ غیر از اینه که خودو فهم خود را حق مطلق می دانید؟ یعنی نمیشود فهمی غیر از شما وجود داشته باشد؟ دقیقن خطر این قبیل آرمان ها مثل اصالت توحید همین است که باورمندانش کم کم به جایی می رسند که فقط آن ارمان را می بینند و بس، آنهم دیدنی در  چهارچوب نگاه و فهم خودشان و انسان و فهم انسان و طاقت محدود و متکثر آدمی را نمی توانند هضم کنند.
اگر این تحمل بود من و شما الان بحث اصالت توحید را به اندازه یک مثنوی می شکافتیم نه اینکه وارد این مباحث مقدماتی بشویم.
ضمنا من عرض نکردم اصالت توحید تفکری طالبانی و داعشیسم است عرض کردم مستعد طالبانیسم وداعشیسم هم !!!!!! است. و این اظهر من االشمس است که مستعد است، من با طالب های متعصب بحث کردم از نزدیک، دقیقن مثل شما و مثل من دغدغه دین و دیانت دارند ولی خب آنها به ان راه رفتند و من و شما راهی دیگر.
پاسخ:
با اين حرف هاتون شكم به يقين تبديل شد كه فقه و اصول رو فقط خوانده ايد! شايدم فقه و اصول اهل سنت رو خونده باشيد!
به هرحال بين علمايي كه حرفي براي گفتن دارند چنين تفكري كه شما از آن با وحشت ياد مي كنيدحاكم نيست. بيشتر دربين انهايي است كه يا فقه و اصول را نفهميده اند يا جوجه طلبه اي بيش نيستند.
بحث كردن با شما در اصل بحث كه هيچ در مقدمات هم پيش كش باشد. اگر همين جور پيش برويم فكر كنم حكم اعدام ما را هم صادر كنيد.
اللهم عجل لولیک الفرج
پاسخ:
آمين
۱۷ فروردين ۹۵ ، ۱۷:۴۲ عباس اسکندری
سلام برادر گرامی . نصایح که نه، برخی پیشنهادها بود. الحمدلله سرکار خود پخته و اهل دانش و تجربه اید. متاسفانه زمانه به نحوی است که عزم دینداری و دانش پروری در جوانان ما بسیار مخدوش است و آن مقدار از جوشش های مذهبی موجود کمتر با اطلاع و معرفت همراه است . البته ما و شما کار خود را میکنیم کاش این عزم همت بیشتری در بین متولیان امر را موجب شود. 
خوشبختانه بنده برخی از مطالب سرکار بخصوص در باره فطرت را در همین وبلاگ دنبال میکنم و بسیار بهره میبرم.   
پاسخ:
سلام
بله متاسفانه عزم برخی مسءولین بسیار کم است
ان شاءالله بتوانم آنچه حضرت علامه بنا نهاده و شهید مطهدی قصد پرورش آن را داشته است تبیین کنم و از دل آن به حل مشکلات علمی بپردازیم
۱۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۲۵ آب‌گینه موسوی
خواهش می‌کنم و سپاس بابتِ صرفِ وقت و حوصله.
بسی هم خوشحال می‌شوم که دلایل‌تان را بخوانم و استفاده می‌کنم. البتّه که سخنِ من هم در بابِ نمونه‌های شاذ بود و نسبت به شهدا ارادت دارم.
سلام آقا
سپاس از شما و سرزدنتون
اون نوشته از من نبود آقا میثم
اسم شما میثمه یا میثم علی؟
پاسخ:
سلام
خواهش می کنم
اسمم میثم هست و البته افتخارم این است که زلفم به علی آویزان شده است
۲۰ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۴۳ ♥سرباز شیعه♥
سلام بزرگوار

چه وبلاگ زیبا و خوبی دارین

ممنون که به ما سر زدین و  بی صدا دنبالمون کردین

با افتخار شماهم دنبال شدین

خوشحال میشیم همکاری داشته باشیم

بازهم سر بزنید
پاسخ:
سلام علیکم
افتخار ماست
سلام خواستی دنبال کن بعدش بهم تو وبم بگو دنبالت کنم ادرسمhttp://gamand.blog.ir/
پلاااااااااااااااااااااااااااقبی
پاسخ:
سلام بزرگوار
شرمنده اخلاق ورزشیتم
خاطراتت بدرد من یکی نمی خوره
۰۱ آذر ۹۵ ، ۱۵:۲۷ سیّد محمّد جعاوله
سلام
با سپاس از دل مهربانتان.
پاسخ:
دلم برای دل مهربان گفتنت تنگ شده بود
صبرا صبرا
پاسخ:
بله حتما

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">