فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر

در این وبلاگ سعی داریم بیشتر از مبانی فکری الهی بنویسیم

فطرت چيست؟
فطرت الهی - دلسوخته ای منتظر
فطرت انسانی چیز خاصی نیست که بشود آن را مثل قلب و کلیه و غیره به کسی نشان داد بلکه فطرت همان آفرینش خاص الهی است که فقط به انسان داده شده و به هیچ موجودی قبل از انسان داده نشده است.
این آفرینش چند ویژگی دارد:
1- برای اولین بار به انسان داده شده
2- دین الهی منطبق با آن است
3- هرگز از بین نمی رود ولی ممکن است زیر لجن زار گناه دفن شود
نویسندگان
آخرین مطالب
امام صادق (ع) از پدرش نقل ميكند كه فرمود: كسى كه در او حرص و ترس باشد ايمان ندارد و مؤمن، ترسو و حريص و بخيل نيست. الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1 ؛ ص131

مطلب مرتبط بانكداري اسلامي


در تحقيق پاياني كه انجام مي دادم روي يكي از پارامترها و ستون هاي فكري انديشه ي اسلامي كار مي كردم يعني فطرت، مسئله اي كه شهيد مطهري آن را از ام المسائل جهان اسلام مي داند.
جمع بندي بحث به طور خلاصه اين مي شود.
ما در اسلام سه لايه ي موثر وجودي داريم:
1-  طبع: يعني آنچه در طبيعت انساني است. در علم قديم دم و سودا و صفرا و بلغم و در علم جديد آهن و روي و كلسيم و ...
طبع تحت تاثير غذا، امواج، محيط و ... تغيير مي كند و لذا شما وقتي مي بينيد مثلا كسي پرخاشگر است اول بايد طبع آن را درست كنيد. يعني غذا، محيط و ... را تغيير دهيد تا از حالت سودائي مزاجي تغييرحال دهد
2- غريزه: كه خداوند مديريت آن را به عقل سپرده است (گفتم عقل نه مغز) عقل از عقال است به معني زانو بند شتر كه براي مهار شتر استفاده مي شده است. پس انسان عاقل كسي است كه به كنترل و مهار غرايز مي پردازد. نه آن كسي كه مي تواند مسائل رياضي و فيزيك را حل كند. لذا پيامبر در جواب برخي اصحاب فرمود من نفسم را مهار كرده ام و آن را نكشته ام.
در اين لايه هر كاري مثل ترويج شهوات كه سبب كم شدن اراده و عقل شود مورد قبول نيست.

3- فطرت: مدير و مدبر اين لايه ي وجودي وحي و نبوت است. اين لايه از موارد متعددي تشكيل شده است اما عنصر اصلي اين لايه نيت است (توجه داشته باشيد كه فطرت و فطريات منحصر در نيت نيست اما چون نيت ملموس تر است مثال را روي نيت زده ايم.)


صرف فعل خوب نمي تواند انسان الهي توليد كند بلكه فرق انسان اومانيسم و الهي در زمان كمك به يك كودك يتيم در نيت اين دو است. يكي به خاطر اينكه اين فعل را خوب مي داند يا به دلايل ديگر اين كار را انجام مي دهد. يكي به خاطر اينكه اين فعل را خداوند دوست دارد انجام مي دهد.
اولي خدا را داخل در تصميماتش نمي بيند و چون خودش دوست دارد اين كار را انجام مي دهد. دومي خودش را نمي بيند و چون خدا دوست دارد اين كار را انجام مي دهد.
اولي كبر را زياد مي كند و دومي خشوع را.
اولي فعل اخلاقي در جامعه را تضعيف مي كند و دومي اخلاق محوري را تقويت.

لذا در جامعه بسيار مشاهده مي شود كه شخصي نماز مي خواند ، روزه هم مي گيرد اما حجابش را رعايت نمي كند. وقتي خوب بررسي مي كنيد مي بينيد اين شخص وارد در عبوديت و زندگي فطري و الهي نشده است. نماز مي خواند چون دوست دارد، روزه مي گيرد چون سلامتش در گرو آن است و اين را دوست دارد. اما حجاب را رعايت نمي كند چون دوست ندارد يعني مبناي فكري او حب و بغض خودش نسبت به آن چيز است نه حب و بغض خدا. و لذا اشك بر امام حسين هم نمي تواند چنين انساني را الهي كند. چرا كه براي خود گريه مي كند نه براي كشته شدن محبوب خدا.

علوم و ايده هاي مختلف علمي چنانچه طبيعت انساني را لحاظ كرده باشند و اثرات متناسب با تضعيف و تقويت عقل را ديده باشند اگر نگوئيم صد در صد، اما به احتمال قوي لايه ي سوم را لحاظ نكرده اند.
مثلا پديده ي موبايل:

در لايه ي طبيعت به سبب انتشار امواج، موجب به هم ريختگي و توليد سودا و در نتيجه پرخاشگري مي شود. كه متاسفانه در زمان توليد مد نظر قرار نگرفته است ولي بعدها اثرات آن مورد كنكاش علمي قرار گرفته است.

در لايه ي غريزه، عمده ي استفاده هايي كه از اين وسيله  مي شود موجب تضعيف اراده و نقص در عقل انساني مي شود. فلذا معمولا معتادين و غير معتادين به اين وسيله قدرت ترك اين وسيله را ندارند. چرا كه اراده ها تحت تاثير اين وسيله منهدم شده است. مثلا تا پيش از اين وسيله، اراده كردن براي ديدن يك دوست بسيار ساده تر از امروز بود. امروز نفس انساني به دادن پيامك و يا نهايتا تماس تلفني عادت كرده و لذا برايش بسيار سخت است كه از اين سر شهر به آن سر شهر برود و كسي را ملاقات كند؛ وخامت و خرابي اوضاع زماني بيشتر مي شود كه شما ملاقات را هم به مكالمه ي تصويري تبديل كنيد.

با فرض اينكه علوم و ايده ها دو لايه ي اول را به خوبي لحاظ كرده باشند اگر در لايه ي سوم ورود موثر نداشته باشند قطعا اين علوم و ايده ها اسلامي نخواهد بود. مثلا در همين مثال اگر موبايل سبب تغيير طبع و كم شدن اراده ها نشود. استفاده ي از اين وسيله به نحوي كه سبب غفلت نشود و انسان مدام به ياد خدا باشد بسيار سخت است. اصلا يكي از اسباب غفلت كه در مقابل ذكر است همين وسيله است. نمي خواهم بگويم وسيله دخالت مستقيم دارد، بلكه قصدم اين است كه بگويم استفاده ي اكثري اين وسيله غفلت آفرين است و اگر انسان قصد كند به خاطر خدا از اين وسيله استفاده كند. قطعا كاربردهاي آن بسيار كمتر از زمان فعلي خواهد شد.

يك روز يكي از علماء شيطان را ديد و به شيطان گفت تو چه مي گويي؟

شيطان گفت من فلان حرف و فلان حرف را مي زنم.

عالم شروع كرد به بحث كردن با شيطان، و در آخر بعد از گذشت يك ساعت شيطان در بحث شكست خورد.

عالم رو كرد به شيطان و گفت حالا چه مي گويي؟

شيطان گفت مي خواستم يك ساعت از عمرت را تلف كنم كه موفق شدم.

 

اين تكنولوژي ها، ايده ها، علوم و غيره اكثرا حكايت همين ماجراست. اگر از عقل گرايي محض (ولو به ظاهرمثل همين مثال) هم بر خوردار باشد. آخر وقتي به مسير طي شده اش مي نگريم جز غفلت چيزي نمي بينيم.

بانكداري اسلامي، اقتصاد اسلامي، طب اسلامي و ... اگر قرار است اسلامي باشند بايد عوارض نظريات خود در هر سه لايه مخصوصا لايه ي فطرت را بررسي كنند و گرنه فقط برچسبي از اسلام را يدك مي كشند و اسلامي نيستند.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی